دسته: مقالات گرندسیستم

1 دقیقه زمان مطالعه

اولین محموله رسمی پردازنده‌های هوش مصنوعی H200 انویدیا راهی چین شد

اولین محموله رسمی پردازنده‌های هوش مصنوعی H200 انویدیا راهی چین شد داستان حضور پردازنده‌های گرافیکی «هاپر» (Hopper) انویدیا در چین، تا به امروز مسیری پرفراز و نشیب را طی کرده است. هنگامی که معماری هاپر برای اولین بار عرضه شد، محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده برای بازار چین در اوج خود قرار داشت. این شرایط انویدیا را وادار کرد تا نسخه‌ای منطبق با قوانین صادراتی به نام H20 برای چین عرضه کند که اگرچه به‌شدت محدود شده بود، اما همچنان در برابر رقبای داخلی چین، گزینه‌ای کارآمد محسوب می‌شد. با وجود تقاضای بالا، چین خود محدودیت‌هایی بر استفاده از H20 اعمال کرد تا تمرکز بر محصولات داخلی افزایش یابد؛ اقدامی که نهایتاً انویدیا را به توقف تولید H20 برای بازار این کشور آسیایی سوق داد. بااین‌حال، تراشه‌های هاپر همچنان از طریق بازارهای سیاه و قاچاق به چین راه می‌یافتند و این روند تا به امروز ادامه داشته است. اکنون با وجود ممنوعیت‌های جاری بر روی تراشه‌های سری «بلک‌ول» (Blackwell)، دولت ایالات متحده تصمیم گرفته است صادرات پردازنده‌های هاپر را که حالا دو نسل از تکنولوژی روز عقب‌تر هستند، به چین آزاد کند و بدین ترتیب موضع خود را در قبال صادرات سخت‌افزارهای هوش مصنوعی به چین تا حدی تعدیل نماید. توافق پشت پرده؛ ۱۰ شرکت برتر چینی مقصد اولین محموله‌های H200 درحالی‌که سری بلک‌ول همچنان در لیست ممنوعیت صادرات به چین قرار دارد، در جریان دیدار ماه مه میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ که «جنسن هوانگ» (مدیرعامل انویدیا) نیز در میان مدیران عامل شرکت‌های فناوری همراهِ ترامپ حضور داشت، توافق شد که عرضه تراشه‌های H200 به شرکت‌های برتر هوش مصنوعی چین آزاد شود. براساس این توافق، ۱۰ شرکت بزرگ چینی شامل علی‌بابا، تنسنت، بایت‌دنس (مالک تیک‌تاک)، جی‌دی (JD) و دیپ‌سیک (DeepSeek) مجاز خواهند بود در مجموع تا ۲۰۰ هزار واحد از این تراشه‌ها را خریداری کنند. محموله‌های H200 در راه بنادر چین و هنگ‌کنگ طبق گزارش «والتر بلومبرگ»، یک مقام ارشد آمریکایی تأیید کرده است که اولین محموله‌های پردازنده گرافیکی هوش مصنوعی NVIDIA H200 ارسال شده و در مسیر بنادر چین و هنگ‌کنگ هستند. اگرچه تعداد دقیق این تراشه‌ها گزارش نشده، اما اعلام شده است که این مقدار در مقایسه با تقاضای واقعی بازار چین، «بسیار اندک» است. بااین‌حال، حتی همین تعداد محدود نیز می‌تواند وضعیت انویدیا در چین را از سهم بازار «صفر درصد» (طبق اظهارات رسمی جنسن هوانگ) بهبود ببخشد. شایان ذکر است که پردازنده‌های H200 اولین بار در سال ۲۰۲۳ معرفی شدند و از آن زمان تاکنون، انویدیا نسل‌های Blackwell و Blackwell Ultra را نیز عرضه کرده است. این غول هوش مصنوعی قصد دارد امسال پلتفرم جدید «ورا روبین» (Vera Rubin) مجهز به پردازنده‌های گرافیکی Rubin را روانه بازار کند که تولید انبوه آن هم‌اکنون آغاز شده است. نکته حائز اهمیت این است که انویدیا پردازنده‌های مرکزی (CPU) سری «ورا» (Vera) را نیز به شرکت‌های چینی ارسال خواهد کرد، چرا که هنوز هیچ محدودیتی برای صادرات CPU اعمال نشده است؛ مسئله‌ای که با توجه به تغییر سریع بازار از پردازش‌های مبتنی بر GPU به سمت «هوش مصنوعی عامل‌محور» و پردازنده‌های CPU، اهمیت استراتژیک بالایی دارد.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

سامسونگ و آنتروپیک احتمالاً تراشه‌های هوش مصنوعی ۲ نانومتری تولید می‌کنند

سامسونگ و آنتروپیک احتمالاً تراشه‌های هوش مصنوعی ۲ نانومتری تولید می‌کنند با داغ‌تر شدن رقابت در حوزه هوش مصنوعی، گزارش‌ها حاکی از آن است که بخش سامسونگ فاندری (Samsung Foundry) موفق شده قراردادی را برای تولید تراشه‌های هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک منعقد کند. شرکت Anthropic به لطف مدل‌های هوش مصنوعی پیشرفته خود، به‌آرامی به یکی از مهم‌ترین بازیگران این صنعت تبدیل شده است. از آنجایی که بازار نیمه‌هادی‌های هوش مصنوعی همچنان به شدت متمرکز است و بخش عمده‌ای از تراشه‌ها توسط انویدیا طراحی و فروخته می‌شود، بازیگران بزرگی نظیر گوگل، OpenAI و آمازون در حال طراحی تراشه‌های سفارشی خود هستند. منابع آگاه می‌گویند قرارداد سامسونگ با آنتروپیک نه‌تنها به بخش تولید تراشه این شرکت اجازه می‌دهد تا به مسیر رشد بازگردد، بلکه به آن‌ها کمک خواهد کرد تا کسری بودجه فعلی خود را جبران کنند. استفاده آنتروپیک از فرایند تولید ۲ نانومتری سامسونگ برای تراشه‌های هوش مصنوعی گزارش امروز به بیانیه مطبوعاتی Anthropic برای دور تأمین مالی سری H اشاره دارد. این دور از تأمین مالی در ماه مه تکمیل شد و این شرکت فهرستی از شرکایی را اعلام کرد که در تأمین بودجه کمک کرده و به‌عنوان «شرکای استراتژیک زیرساختی» ثبت‌نام کرده‌اند. غول‌های حافظه یعنی سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و میکرون از جمله شرکای زیرساختی آنتروپیک بودند و این شرکت اضافه کرد که آن‌ها کمک خواهند کرد تا «محاسبات ما با سرعتی که مشتریانمان نیاز دارند، به شکلی قابل‌اطمینان مقیاس‌پذیر شود.» طبق گفته منابع صنعتی که توسط نشریه کره‌ای NewsWorks نقل شده است، از آنجایی که سامسونگ تنها شرکت در میان شرکای زیرساختی آنتروپیک است که بخش فاندری با قابلیت تولید تراشه‌های غیرحافظه‌ای دارد، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که سفارش‌های محصولات این شرکت را دریافت کند. این گزارش همچنین ادعا می‌کند که سامسونگ موفق شده آنتروپیک را به‌عنوان مشتری فاندری جذب کند و یک منبع داخلی تأیید کرده که این بخش تصمیم گرفته است تراشه‌های آنتروپیک را تولید کند. طبق گفته این منبع، انتظار می‌رود این سفارش‌ها، شرایط کسری بودجه بخش فاندری را تغییر دهند. گزارش امروز در پی ادعاهای مدیریت سامسونگ مطرح می‌شود که اعلام کرده بود تراشه «AI5» تسلا وارد مرحله «Tape-out» شده است. «Tape-out» آخرین مرحله در فرایند طراحی نیمه‌هادی است؛ از طریق این مرحله، طراحی نهایی تراشه به فاندری ارسال می‌شود تا تولیدکننده بتواند ابزارهای خود را برای مطابقت با مشخصات فنی کالیبره کند. براساس جزئیات منتشرشده، «کیم جونگ-گون»، از مهندسان ارشد سامسونگ فاندری در لینکدین نوشت: «تراشه AI5 تسلا-سامسونگ وارد مرحله Tape-out شده است (مرحله‌ای که طراحی تکمیل شده و نقشه‌ها به کارخانه فاندری تحویل داده می‌شوند).» او افزود: «این تراشه قرار است در کارخانه تیلور (Taylor) با استفاده از فرایند ۲ نانومتری تولید شود و به‌زودی در جدیدترین محصولات تسلا نصب خواهد شد.» ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، در ماه ژانویه ادعاهای بزرگی درباره AI5 مطرح کرد و اظهار داشت که این تراشه به‌طور قابل‌توجهی ارزان‌تر است، انرژی کمتری مصرف می‌کند و با محصولات Blackwell و Hopper انویدیا رقابت خواهد کرد.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

نبرد بتامکس و VHS: چرا سونی با فرمت باکیفیت‌تر بتامکس، در برابر VHS شکست خورد

نبرد بتامکس و VHS: چرا سونی با فرمت باکیفیت‌تر بتامکس، در برابر VHS شکست خورد در اوایل دهه 1970 میلادی، تماشای تلویزیون یک مراسم دیکتاتوری بود. شبکه‌های تلویزیونی تصمیم می‌گرفتند شما چه برنامه‌ای را در چه ساعتی تماشا کنید. اگر ساعت 8 شب یک مسابقه مهم فوتبال پخش می‌شد و شما در مسیر بازگشت از محل کار بودید، آن را برای همیشه از دست می‌دادید؛ هیچ دکمه‌ای برای توقف زمان، بازپخش یا ذخیره آن وجود نداشت. تلویزیون یک جریان یک‌طرفه و بی‌رحم از اطلاعات بود. اما در اتاق‌های تحقیق و توسعه تاریک و پر از دود سیگار در ژاپن، انقلابی در حال شکل‌گیری بود که قرار بود مفهوم «زمان» را در رسانه برای همیشه تغییر دهد. مهندسان به دنبال خلق دستگاهی بودند که به انسان عادی قدرت «جابجایی زمان» (Time-Shifting) بدهد؛ توانایی ضبط یک برنامه و تماشای آن در هر زمان دلخواه. این رویای شیرین، به زودی به یکی از تلخ‌ترین، خونین‌ترین و آموزنده‌ترین جنگ‌های تجاری در تاریخ فناوری تبدیل شد: نبرد حماسی میان بتامکس (Betamax) متعلق به امپراتوری سونی (Sony) و وی‌اچ‌اس (VHS) متعلق به شرکت کوچک‌تر جی‌وی‌سی (JVC). داستان پیش رو، صرفاً تاریخچه دو نوار کاست پلاستیکی نیست. این روایتی است از غرور مهندسی، استراتژی‌های بازاریابی، و یکی از بزرگترین درس‌های تاریخ کسب‌وکار: اینکه چرا در دنیای واقعی، «بهترین تکنولوژی» لزوماً برنده بازار نیست. فصل اول: غرور سیلیکونی و تولد پادشاه بتامکس در اواسط دهه 1970، شرکت سونی در اوج قدرت و اعتبار جهانی خود قرار داشت. آن‌ها با اختراع رادیوهای ترانزیستوری و تلویزیون‌های رنگی تری‌نیترون (Trinitron)، خود را به‌عنوان خدایگان کیفیت و نوآوری در الکترونیک مصرفی تثبیت کرده بودند. آکیو موریتا (Akio Morita)، بنیان‌گذار افسانه‌ای سونی، معتقد بود که مصرف‌کنندگان همیشه حاضرند برای بالاترین کیفیت، بهای بیشتری بپردازند. در می سال 1975، سونی با افتخار از سیستم بتامکس پرده‌برداری کرد. این دستگاه یک شاهکار مهندسی بود. کاست‌های بتامکس کوچک، جمع‌وجور و به اندازه یک کتاب جیبی بودند. نوار داخل آن با استفاده از یک مکانیزم پیچیده و ظریف به نام U-Load به دور هد خواندن/نوشتن می‌پیچید که باعث می‌شد تصویر با کمترین میزان نویز و بالاترین ثبات ممکن ضبط شود. رزولوشن بتامکس در آن زمان خیره‌کننده بود: 250 خط افقی (یک معیار سنجش کیفیت در ویدیوهای آنالوگ)، رنگ‌های غنی‌تر و صدای شفاف‌تر نسبت به هر چیزی که پیش از آن در خانه‌ها دیده شده بود. سونی چنان از برتری فنی خود مطمئن بود که تصور می‌کرد بتامکس به سرعت به استاندارد بلامنازع صنعت ویدیو تبدیل خواهد شد. اما این شاهکار ژاپنی یک پاشنه آشیل بزرگ داشت: نوار بتامکس در بالاترین کیفیت، تنها می‌توانست 1 ساعت ویدیو را ضبط کند. سونی معتقد بود این زمان برای ضبط اکثر برنامه‌های تلویزیونی کافی است. آن‌ها نمی‌دانستند که همین تصمیم، حکم مرگ پادشاه را امضا کرده است. فصل دوم: شورش در جی‌وی‌سی و پروژه مخفیانه VHS در حالی که سونی در حال جشن گرفتن برای بتامکس بود، در نقطه‌ای دیگر از ژاپن، در شرکت JVC (Victor Company of Japan)، گروه کوچکی از مهندسان به رهبری یوما شیراشی (Yuma Shiraishi) و شیزوئو تاکانو (Shizuo Takano) در حال کار روی پروژه‌ای بودند که مدیریت ارشد شرکت دستور توقف آن را داده بود. JVC در آن زمان با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و مدیران معتقد بودند سرمایه‌گذاری روی ویدیوکاست‌های خانگی یک قمار احمقانه است. اما تاکانو و شیراشی تسلیم نشدند. آن‌ها به صورت مخفیانه و در ساعات غیرکاری، توسعه سیستم خود را ادامه دادند. هدف آن‌ها ساخت دستگاهی نبود که از نظر مهندسی بی‌نقص باشد؛ هدف آن‌ها ساخت دستگاهی بود که ارزان‌تر تولید شود، قطعاتش دوام بیشتری داشته باشند و از همه مهم‌تر، نیاز واقعی مصرف‌کننده را برطرف کند. در سپتامبر 1976 یک سال و نیم پس از بتامکس، JVC فرمت Video Home System یا به اختصار VHS را معرفی کرد. کاست‌های VHS بزرگتر و زشت‌تر از بتامکس بودند. رزولوشن تصویر آن‌ها کمی پایین‌تر بود ( 240 خط افقی در برابر 250 خط بتامکس) و رنگ‌ها کمی مرده‌تر به نظر می‌رسیدند. مکانیزم بارگذاری نوار آن‌ها (M-Load) ساده‌تر اما خشن‌تر بود. با این حال، VHS یک مزیت کشنده داشت که تمام معادلات را به هم ریخت: نوارهای آن می‌توانستند تا 2 ساعت کامل ویدیو ضبط کنند. فصل سوم: کالبدشکافی فنی؛ نبرد کیفیت در برابر ظرفیت برای درک بهتر این رقابت، باید به زیر قاب پلاستیکی این دستگاه‌ها نگاهی بیندازیم. هر دو فرمت از تکنولوژی «اسکن مارپیچ» (Helical Scan) استفاده می‌کردند؛ روشی که در آن نوار مغناطیسی با زاویه‌ای خاص از روی یک استوانه چرخان (هد دستگاه) عبور می‌کند تا بتواند داده‌های تصویری با فرکانس بالا را در فضایی فشرده ذخیره کند. پهنای نوار در هر دو فرمت دقیقاً 1/2 اینچ (حدود 1.27 سانتی‌متر) بود. سونی برای رسیدن به کیفیت بالاتر، سرعت حرکت نوار را در بتامکس افزایش داده بود (حدود 4 سانتی‌متر در ثانیه). سرعت بالاتر نوار به معنای ثبت اطلاعات بیشتر در هر ثانیه و در نتیجه کیفیت بهتر بود، اما باعث می‌شد نوار زودتر به پایان برسد. از سوی دیگر، مهندسان JVC سرعت حرکت نوار را به 3.33 سانتی‌متر در ثانیه کاهش دادند. این کار باعث افت جزئی کیفیت شد، اما طول زمان ضبط را به 2 ساعت رساند. چرا عدد 2 ساعت این‌قدر حیاتی بود؟ پاسخ در هالیوود و استادیوم‌های ورزشی نهفته بود. میانگین زمان یک فیلم سینمایی یا یک مسابقه کامل بیسبال و فوتبال آمریکایی، حدود 2 ساعت بود. با دستگاه سونی، شما مجبور بودید در وسط مسابقه یا فیلم، بلند شوید و نوار کاست را عوض کنید. JVC این نقطه درد مصرف‌کننده را به درستی شناسایی کرده بود. فصل چهارم: برخورد تایتان‌ها و مذاکره‌ای که تاریخ را ساخت سونی با اتکا به اعتبار خود، تلاش کرد تا شرکت‌های بزرگ را متقاعد کند که بتامکس را به عنوان استاندارد جهانی بپذیرند. آکیو موریتا، محصول خود را به شرکت قدرتمند RCA (یکی از غول‌های رسانه‌ای و الکترونیکی آمریکا در آن زمان) ارائه داد. مدیران RCA تحت تأثیر کیفیت بتامکس قرار گرفتند، اما یک درخواست ساده داشتند: «ما دستگاهی می‌خواهیم که بتواند یک مسابقه کامل فوتبال آمریکایی (حدود 3 تا 4 ساعت) را ضبط کند. آیا می‌توانید زمان ضبط را افزایش دهید؟» موریتا با غرور مهندسی خود پاسخ داد که افزایش زمان ضبط به معنای کاهش کیفیت است و سونی هرگز نام خود را روی یک محصول بی‌کیفیت نخواهد گذاشت. این پاسخ، بزرگترین اشتباه استراتژیک سونی بود. مدیران RCA سپس به سراغ JVC رفتند. JVC که به شدت نیازمند شرکای تجاری بود، بلافاصله مهندسان خود را به کار گرفت و با دستکاری سرعت خوانش، موفق شدند سیستمی طراحی کنند که در حالت LP (Long Play) می‌توانست تا $4$ ساعت ویدیو را روی یک نوار VHS ضبط کند. RCA با خوشحالی قرارداد را امضا کرد و به بزرگترین مروج VHS در بازار آمریکا تبدیل شد. فصل پنجم: استراتژی انحصار در برابر استراتژی متن‌باز دومین ضربه مهلک به بتامکس، در مدل کسب‌وکار سونی نهفته بود. سونی فرمت بتامکس را یک دارایی انحصاری می‌دانست. اگر شرکت دیگری مانند توشیبا یا سانیو می‌خواست دستگاه بتامکس تولید کند، باید هزینه‌های سنگین لایسنس را به سونی پرداخت می‌کرد و تحت قوانین سخت‌گیرانه آن‌ها کار می‌کرد. سونی می‌خواست کنترل کامل اکوسیستم را در دست داشته باشد (شبیه به استراتژی امروزی شرکت اپل). اما JVC استراتژی کاملاً متفاوتی را پیش گرفت. شرکت مادر JVC، یعنی ماتسوشیتا (که امروزه با نام پاناسونیک شناخته می‌شود)، تصمیم گرفت فرمت VHS را تا حد امکان باز بگذارد. آن‌ها با سخاوت تمام، لایسنس تولید VHS را به شرکت‌های هیتاچی، میتسوبیشی، شارپ و ده‌ها شرکت دیگر واگذار کردند. نتیجه این تفاوت استراتژی، سیلابی از دستگاه‌های VHS در بازار بود. زمانی که یک مصرف‌کننده به فروشگاه لوازم الکترونیکی می‌رفت، با یک یا دو مدل گران‌قیمت بتامکس از سونی مواجه می‌شد، در حالی که در قفسه مقابل، ده‌ها مدل پخش‌کننده VHS از برندهای مختلف با قیمت‌های بسیار رقابتی و ارزان‌تر چیده شده بود. قیمت کمتر، دستگاه‌های متنوع‌تر و نوار با ظرفیت بیشتر، به سرعت کفه ترازو را به نفع VHS سنگین کرد. فصل ششم: تولد کلوپ‌های ویدیویی و افسانه صنعت بزرگسالان با ورود به دهه 1980، یک پدیده جدید دنیای سرگرمی را لرزاند: فروشگاه‌های اجاره فیلم (Video Rental Stores). شرکت‌هایی مانند Blockbuster شروع به شکل‌گیری کردند. در اینجا، سونی یک نبرد دیگر را نیز واگذار کرد. صاحبان کلوپ‌های ویدیویی نمی‌خواستند سرمایه خود را روی دو فرمت مختلف پخش کنند و قفسه‌هایشان را با دو نسخه از یک فیلم پر کنند. آن‌ها باید یکی را انتخاب می‌کردند. از آنجایی که دستگاه‌های VHS ارزان‌تر بودند و افراد بیشتری در خانه‌هایشان VHS داشتند، کلوپ‌ها تصمیم گرفتند بیشترِ بودجه خود را صرف خرید فیلم‌های VHS کنند. این یک «اثر شبکه‌ای» (Network Effect) کلاسیک بود: افراد بیشتری VHS می‌خریدند چون فیلم‌های بیشتری برای آن در دسترس بود، و استودیوها فیلم‌های بیشتری روی VHS منتشر می‌کردند چون افراد بیشتری دستگاه آن را داشتند. در این میان، یک افسانه شهری مشهور نیز وجود دارد که می‌گوید صنعت فیلم‌های بزرگسالان (Pornography) عامل پیروزی VHS بود، زیرا سونی اجازه انتشار این نوع محتوا را روی بتامکس نمی‌داد. اگرچه این داستان جذاب است، اما از نظر تاریخی کاملاً دقیق نیست. حقیقت این است که سونی هیچ‌گاه به طور رسمی جلوی انتشار فیلم‌های بزرگسالان روی بتامکس را نگرفت. با این حال، تولیدکنندگان این فیلم‌ها ترجیح دادند روی VHS سرمایه‌گذاری کنند، نه به خاطر محدودیت‌های سونی، بلکه دقیقاً به همان دلیلی که سایر استودیوها VHS را انتخاب کردند: سهم بازار بسیار بزرگتر و هزینه تولید ارزان‌تر. فصل هفتم: دادگاه یونیورسال و میراث حقوقی بتامکس جالب است بدانید که با وجود شکست تجاری بتامکس، این دستگاه یک میراث حقوقی عظیم برای تمام فناوری‌های آینده به جا گذاشت. در سال 1976، استودیوهای فیلم‌سازی یونیورسال و دیزنی از سونی شکایت کردند و مدعی شدند که دستگاه بتامکس ابزاری برای نقض گسترده قانون کپی‌رایت است. آن‌ها معتقد بودند ضبط برنامه‌های تلویزیونی دزدی محسوب می‌شود. این پرونده جنجالی در نهایت در سال 1984 به دیوان عالی ایالات متحده رسید و در دادگاهی مشهور به «Sony Corp. of America v. Universal City Studios, Inc.»، دیوان عالی به نفع سونی رأی داد. دادگاه اعلام کرد که استفاده از این دستگاه برای «جابجایی زمان» (Time-Shifting) مصداق استفاده منصفانه (Fair Use) است. این رأی تاریخی که به «تصمیم بتامکس» معروف شد، پایه و اساس حقوقی را برای تمام دستگاه‌های ضبط آینده، از جمله DVRها، آی‌پادها و حتی پلتفرم‌های استریم امروزی فراهم کرد. جمع‌بندی: پرچم سفید پادشاه و درس‌هایی برای آینده سونی برای سال‌ها سرسختانه به تولید بتامکس ادامه داد و سعی کرد با معرفی ویژگی‌های جدید مانند صدای Hi-Fi و دوربین‌های فیلم‌برداری کوچک، سهم بازار را پس بگیرد، اما دیگر دیر شده بود. اکوسیستم VHS به قدری قدرتمند شده بود که هیچ نیرویی توان متوقف کردن آن را نداشت. سرانجام در سال 1988، اتفاقی رخ داد که تا چند سال قبل از آن غیرقابل تصور بود: سونی با تلخ‌کامی پرچم سفید را بالا برد و رسماً اعلام کرد که تولید دستگاه‌های پخش VHS را آغاز می‌کند. بتامکس، شاهکار مهندسی سونی، در برابر یک محصول ارزان‌تر و با کیفیتِ پایین‌تر، زانو زد. البته فرمت بتامکس به دلیل کیفیت بالای خود، تا سال‌ها بعد در استودیوهای تلویزیونی حرفه‌ای (با نام Betacam) مورد استفاده قرار گرفت، اما در بازار خانگی کاملاً محو شد. نبرد بتامکس و VHS امروزه در دانشگاه‌های مدیریت سراسر جهان به عنوان یک مطالعه موردی (Case Study) حیاتی تدریس می‌شود. درس بزرگ این داستان مشخص است: مصرف‌کنند..

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

قیمت اس‌اس‌دی‌های نسل ۵ سامسونگ 9100 PRO با مدل‌های نسل ۴ تقریباً برابر شد

اس‌اس‌دی‌های نسل ۵ سامسونگ (9100 PRO) با کاهش قیمت چشمگیر، اکنون هم‌قیمت مدل‌های نسل ۴ (990 پرو) شده‌اند. The post قیمت اس‌اس‌دی‌های نسل ۵ سامسونگ 9100 PRO با مدل‌های نسل ۴ تقریباً برابر شد appeared first on دیجیاتو.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

اس‌کی هاینیکس احتمالاً تا ۲۰۲۸ تنها یک‌ششم از وعده افزایش تولید خود را محقق می‌کند

اس‌کی هاینیکس احتمالاً تا ۲۰۲۸ تنها یک‌ششم از وعده افزایش تولید خود را محقق می‌کند گزارش تکان‌دهنده‌ای از بانک آمریکا (Bank of America)، این تصور غلط را که عرضه انبوه حافظه‌های جدید به‌زودی محقق می‌شود، به‌طور کامل از بین برد. بر اساس این تحلیل، شرکت اس‌کی هاینیکس (SK hynix) احتمالاً تا سال ۲۰۲۸ تنها حدود یک‌ششم از ظرفیت تولیدی را که در ابتدا برای افزایش عرضه پیش‌بینی کرده بود، وارد مدار خواهد کرد. رؤیای دو برابر شدن ظرفیت تولید حافظه تا سال ۲۰۳۰ چقدر واقع‌بینانه است؟ پیش‌تر می‌دانستیم که «لی جائه-میونگ»، رئیس‌جمهور کره جنوبی، قصد دارد ظرفیت تولید حافظه کشورش را تا سال ۲۰۳۰ دو برابر کند. او از ابرکارخانه‌های جدیدی که سامسونگ و اس‌کی هاینیکس در مناطق «گوانگجو» (Gwangju) و «جولا» (Jeolla) در جنوب غربی این کشور در دست ساخت دارند، به عنوان مدرکی برای اثبات این هدف بسیار خوش‌بینانه یاد کرده است. اما اکنون، یک نشریه کره‌ای با استناد به تحلیل‌های اخیر بانک آمریکا اعلام کرده که این ارقامِ مطرح شده، به‌ویژه با توجه به زمان‌بندی‌های پیشنهادی، غیرواقع‌بینانه هستند. اولاً، پس از در نظر گرفتن کاهش ظرفیت ناشی از تعطیلی کارخانه‌های قدیمی به دلیل ارتقای تکنولوژی و کوچک‌سازی فرایندها، کره جنوبی تنها قادر خواهد بود ظرفیت ویفرهای حافظه خود را کمتر از ۱۰ درصد در سال افزایش دهد. این یعنی مجموع ظرفیت‌های جدید تا سال ۲۰۳۰، با هدف تعیین شده توسط رئیس‌جمهور این کشور فاصله بسیار زیادی خواهد داشت. در واقع، طبق گفته یکی از منابع آگاه در صنعت تراشه‌های حافظه تایوان، اس‌کی هاینیکس احتمالاً تا سال ۲۰۲۸ تنها قادر خواهد بود یک‌ششم از ظرفیت تولیدی را که در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بود به چرخه تولید اضافه کند. ثانیاً، تنها ساخت زیربنای کارخانه‌های حافظه در گوانگجو و جئولا حدود پنج سال زمان می‌برد و پس از آن، سه تا چهار سال دیگر برای آماده‌سازی اتاق‌های تمیز (Clean Rooms) و نصب تجهیزات ضروری ساخت تراشه نیاز است. ساخت کل اکوسیستم تولید در این سایت‌ها احتمالاً بیش از ۱۰ سال به طول خواهد انجامید. این تأخیرها چگونه پرونده قضایی قیمت‌گذاری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؟ پیش‌تر گزارش داده بودیم که از سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون در تاریخ ۲۵ ژوئن در دادگاه فدرال کالیفرنیا به اتهام تبانی و قیمت‌گذاری غیرقانونی شکایت شده است. حالا این تأخیرها می‌تواند وضعیت آن‌ها را وخیم‌تر کند. هدف این شکایت، نمایندگی از گروهی از مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارهایی است که در طول جهش قیمت‌های اخیر، محصولات حاوی DRAM خریداری کرده‌اند. این شکایت مدعی است که سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و میکرون از جایگاه برتر خود در بازار جهانی DRAM برای یک «تغییر جهت» هماهنگ به سمت حافظه‌های حیاتی برای هوش مصنوعی (HBM) استفاده کرده‌اند و از این بازآرایی استراتژیک به عنوان بهانه‌ای برای کاهش تولید فرمت‌های حافظه قدیمی‌تر مانند DDR3 و DDR4 بهره برده‌اند. بااین‌حال، اگر اس‌کی هاینیکس طبق پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۲۸ تنها یک‌ششم از ظرفیت تولیدی را که در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بود اضافه کند، نمی‌توانیم هیچ سناریویی را متصور شویم که در آن، این سرعتِ لاک‌پشتی بتواند در جریان رسیدگی‌های قضایی به نجات این سه غول بزرگ سازنده تراشه‌های حافظه کمک کند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

گزارش کاربر ردیت: کارت گرافیک ZOTAC RTX 5090 حین بازی با انتشار دود غلیظ از کار افتاد

گزارش کاربر ردیت: کارت گرافیک ZOTAC RTX 5090 حین بازی با انتشار دود غلیظ از کار افتاد یکی دیگر از پرچمداران جدید انویدیا از کار افتاد؛ اما این بار، علت مرگ این کارت گرافیک غول‌پیکر، مشکل رایج و شناخته‌شده سوختن یا ذوب شدن کانکتور ۱۶ پین (12V-2x6) نبوده است. گزارش یک کاربر ردیت از صدای انفجار، جرقه‌های پیاپی و خروج دود از RTX 5090 کارت گرافیک پرچمدار NVIDIA RTX 5090 تا به اینجای کار، یکی از بزرگ‌ترین قربانیان آسیب‌های سخت‌افزاری در کل خانواده نسل جدید RTX 50 بوده است. این کارت گرافیک بسیار پرمصرف است و در نسخه‌های اختصاصی شرکت‌های همکار (AIB)، وزن بسیار بالایی دارد. درحالی‌که این موارد تنها بخشی از فاکتورهای مشکل‌ساز برای این پردازشگر گرافیکی هستند، معایب دیگری به خصوص در بخش اتصالات وجود دارند که معمولاً منجر به آسیب‌های فیزیکی جدی می‌شوند. به تازگی گزارشی در شبکه اجتماعی ردیت درباره کارت گرافیک ZOTAC RTX 5090 Solid Edition منتشر شده است. کاربری با نام u/_CurrentlyPooping_ گزارش داده است که درحال تجربه بازی Black Flag Resyned بوده که ناگهان کارت گرافیک او صدای تق‌تق بلند و جرقه پیاپی شدیدی تولید کرده و به دنبال آن، توده بزرگی از دود غلیظ فضای کیس را پر کرده است. این کاربر اشاره کرده که بلافاصله پس از نصب بازی، آخرین نسخه از درایورهای گرافیکی را نصب کرده بود و حتی نتوانسته بود بیش از ۵ دقیقه به بازی کردن ادامه دهد که با این صحنه مواجه شد. کانکتور برق سالم؛ رد سوختگی روی پین‌های طلایی اسلات PCIe این کاربر پس از خاموش کردن سیستم، کانکتور برق ۱۶ پین کارت گرافیک خود را بررسی کرد و همان‌طور که در تصاویر مشخص است، این درگاه کاملاً سالم و بدون هیچ‌گونه سوختگی یا ذوب‌شدگی است. بااین‌حال، اثر سوختگی شدیدی روی بخش انتهایی پین‌های طلایی (Gold Finger) اتصال اسلات PCIe کارت گرافیک به‌وضوح دیده می‌شود. ظاهراً اتصالی شدیدی در نزدیکی این بخش رخ داده است که به گزارش رسانه تخصصی Uniko's Hardware، مربوط به آرایه خازن‌های سرامیکی چندلایه (MLCC) است. با اینکه دلیل قطعی این حادثه هنوز مشخص نیست، اما برخی از کاربران و کارشناسان احتمال می‌دهند که ایجاد یک ترک فیزیکی کوچک در برد مدار چاپی (PCB) مسبب این اتصال کوتاه بوده است. به گفته بسیاری از مخاطبان این گزارش، این ترک بر اثر خم شدن و افتادگی کارت گرافیک در پی وزن فوق‌العاده سنگین خنک‌کننده آن به وجود آمده است. در نهایت، علت دقیق این حادثه تنها پس از ارسال کارت به بخش خدمات پس از فروش و طی شدن فرآیند بررسی گارانتی مشخص خواهد شد. این موضوع بار دیگر اهمیت استفاده از پایه‌های نگه‌دارنده را برای کارت‌های گرافیک سنگین‌وزن امروزی یادآوری می‌کند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

راهکاری در برابر تحریم‌ها؛ استارتاپ چینی مدعی دستیابی به اولین خط تولید تراشه‌های دوبعدی جهان شد

راهکاری در برابر تحریم‌ها؛ استارتاپ چینی مدعی دستیابی به اولین خط تولید تراشه‌های دوبعدی جهان شد برای سال‌ها، مسابقه ساخت تراشه‌های کامپیوتری سریع‌تر و کارآمدتر به یک تجهیزات واحد به نام EUV وابسته بوده است. این سیستم بسیار پیچیده برای تولید پیشرفته‌ترین تراشه‌های سیلیکونی به کار گرفته می‌شود. با‌این‌حال، چین به دلیل محدودیت‌های صادراتی تا حد زیادی از دسترسی به این فناوری محروم شده که این موضوع مانعی بزرگ برای جاه‌طلبی‌های نیمه‌هادی آن ایجاد کرده است. اکنون، یک استارتاپ مستقر در شانگهای به نام Yuanjiwei از نخستین خط تولید آزمایشی ۸ اینچی اختصاص‌یافته به نیمه‌هادی‌های دوبعدی (2D) جهان رونمایی کرده که می‌تواند در نهایت اجازه دهد تراشه‌های پیشرفته با استفاده از مواد و روش‌های ساخت کاملاً متفاوت تولید شوند. محققان Yuanjiwei ماده جدیدی اختراع نکرده‌اند، بلکه یک فرایند صنعتی ایجاد کرده‌اند که قادر است تحقیقات آزمایشگاهی را به تراشه‌های واقعی تبدیل کند. به گفته این شرکت، خط آزمایشی جدید آن کل زنجیره تولید، از آماده‌سازی مواد نیمه‌هادی دوبعدی گرفته تا ادغام آنها در دستگاه‌های نهایی را پوشش می‌دهد. مطالعات قبلی نشان داده‌اند که از مواد دوبعدی می‌توان برای ساخت دستگاه‌های الکترونیکی با عملکرد بالا استفاده کرد و محققان اخیراً رویکردهایی را در سطح ویفر برای رشد و ساخت این مواد فوق‌العاده نازک به نمایش گذاشته‌اند. بااین‌حال، این تلاش‌ها عمدتاً بر اثبات کارکرد این فناوری متمرکز بوده و نه ایجاد یک خط لوله کاملاً فعال. تبدیل نمونه‌های آزمایشگاهی به یک فرایند تولید تکرارپذیر نیازمند حل چالش‌های اضافی، از جمله آماده‌سازی مواد، ساخت دستگاه و یکپارچه‌سازی تراشه است. Yuanjiwei می‌گوید خط آزمایشی ۸ اینچی جدیدش برای پر کردن این شکاف با کنار هم قرار دادن مراحل متعدد تولید تراشه روی یک پلتفرم واحد طراحی شده است. این شرکت فراتر از آن در نظر دارد که از این پایگاه تولیدی برای توسعه فرایندهای پیشرفته استفاده کند و در نهایت بدون تکیه بر لیتوگرافی EUV، تا سال ۲۰۲۹ به فناوری تراشه معادل ۵ نانومتر دست پیدا کند. این تلاش‌ها بخشی از یک حرکت گسترده‌تر توسط چین برای یافتن مسیرهای جایگزین در تولید نیمه‌هادی‌های پیشرفته است. این کشور پس از با مواجهه با محدودیت‌های ایالات متحده در دسترسی به برخی از پیشرفته‌ترین ابزارهای تراشه‌سازی جهان، سرمایه‌گذاری سنگینی در تحقیقات تراشه انجام داده است. آنها دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌های تحت حمایت دولت، سازندگان تجهیزات و شرکت‌های نیمه‌هادی را گرد هم می‌آورند تا وابستگی به فناوری‌های خارجی را کاهش دهند. یک منبع ناشناس با دانش مستقیم از پروژه مخفی EUV گفت: «هدف این است که چین در نهایت بتواند تراشه‌های پیشرفته را روی ماشین‌هایی بسازد که کاملاً ساخت چین هستند.» توسعه صنعت نیمه‌هادی با عبور از محدودیت‌های سیلیکون این اعلامیه از آن جهت اهمیت دارد که صنعت نیمه‌هادی درحال برخورد با یک مشکل اساسی است. برای دهه‌ها، سازندگان تراشه عملکرد پردازنده‌ها را با کوچک‌تر کردن ترانزیستورها بهبود داده‌اند. بااین‌حال، از آنجایی که این قطعات به ابعاد اتمی نزدیک می‌شوند، ساخت آنها دشوارتر و گران‌تر از گذشته می‌شود. تولید در این ابعاد همچنین از نشت الکتریکی ناخواسته رنج می‌برد؛ جایی که جریان حتی زمانی که یک ترانزیستور قرار است خاموش باشد، همچنان برقرار می‌ماند. این نشت باعث اتلاف انرژی و تولید گرما می‌شود. پژوهشگران در سراسر جهان درحال بررسی جایگزین‌هایی برای سیلیکون معمولی بوده‌اند و مواد دوبعدی به عنوان یکی از نویدبخش‌ترین گزینه‌ها ظاهر شده‌اند. نیمه‌هادی‌های دوبعدی از موادی ساخته شده‌اند که تنها یک یا چند اتم ضخامت دارند. برخلاف سیلیکون معمولی که یک ساختار کریستالی سه‌بعدی را تشکیل می‌دهد، الکترون‌ها در مواد دوبعدی در درجه اول در یک لایه فوق‌العاده نازک حرکت می‌کنند که نام «دوبعدی» آنها نیز از همین جا گرفته شده است. به دلیل این ساختار منحصربه‌فرد، ترانزیستورهای دوبعدی می‌توانند عملکرد الکتریکی قوی را حتی در مقیاس‌های بسیار کوچک حفظ کنند؛ یعنی دقیقاً جایی که کنترل دستگاه‌های سیلیکونی معمولی به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود. با وجود هیجان پیرامون نیمه‌هادی‌های دوبعدی، کارشناسان هشدار می‌دهند که موفقیت تجاری اصلاً تضمین‌شده نیست. ساخت تراشه یکی از پیچیده‌ترین فرایندهای صنعتی جهان است. متخصصان این صنعت که در مراسم رونمایی Yuanjiwei حضور داشتند گزارش دادند و تأکید کردند که هیچ شرکتی نمی‌تواند نیمه‌هادی‌های دوبعدی را به تنهایی تجاری کند، زیرا همه بخش‌های زنجیره تأمین باید با هم رشد کنند و بالغ شوند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

تراشه‌های M6 پرو و مکس لغو شدند؛ تمرکز اپل بر نسل M7 با محوریت هوش مصنوعی

تراشه‌های M6 پرو و مکس لغو شدند؛ تمرکز اپل بر نسل M7 با محوریت هوش مصنوعی شرکت اپل قصد دارد با تغییر نقشه راه پردازنده‌های خود، برخی از مدل‌های نسل بعدی را نادیده بگیرد. براساس گزارش مارک گرمن در خبرنامه Power On بلومبرگ، اپل هرچند نسخه پایه تراشه M6 را عرضه خواهد کرد، اما برنامه‌ای برای معرفی و عرضه مدل‌های قدرتمندتر M6 Pro و M6 Max ندارد. دلیل اصلی این تصمیم غیرمنتظره و بی‌سابقه، تمرکز ویژه کوپرتینویی‌ها بر توسعه فناوری هوش مصنوعی اعلام شده است. طبق توضیحات گرمن، اپل در ابتدا قصد داشت ارتقای بزرگی در زمینه پردازش عصبی برای خانواده M7 اعمال کند. بااین‌حال، مدیران شرکت در نهایت نتیجه گرفتند که این بهبودها به اندازه‌ای حیاتی هستند که به جای تکمیل سبد محصولات نسل M6، توسعه نسل بعدی یعنی M7 را سریع‌تر دنبال کنند. به همین دلیل، علاوه‌بر مدل‌های پرو و مکس، حتی تراشه M6 Ultra نیز هرگز ساخته نخواهد شد. استراتژی هوش مصنوعی اپل در طراحی تراشه‌ها با این تغییرات، عصر پردازنده‌های M6 بسیار کوتاه و در حدود ۶ ماه خواهد بود. اپل اواخر سال جاری میلادی مک‌بوک پرو ۱۴ اینچی جدید را با تراشه پایه M6 روانه بازار می‌کند. این پردازنده پهنای باند حافظه را از ۱۵۳ گیگابایت‌برثانیه در نسل M5 به ۲۰۰ گیگابایت‌برثانیه می‌رساند که این امر از طریق معماری حافظه جدید، ارتقای موتور عصبی و استفاده از ۱۲ هسته گرافیکی به جای ۱۰ هسته محقق می‌شود. با‌این‌حال، اپل بلافاصله در نیمه اول سال ۲۰۲۷ میلادی به سراغ عرضه تراشه پایه M7 خواهد رفت. نسل M7 تمرکز بسیار بیشتری روی پردازش هوش مصنوعی خواهد داشت تا به کاربران با جریان‌های کاری پیچیده کمک کند. در این نسل نیز پهنای باند حافظه در مدل پایه به حدود ۲۴۰ گیگابایت‌بر‌ثانیه افزایش می‌یابد. طبق برنامه جدید، تراشه‌های M7 Pro و M7 Max در اواخر سال ۲۰۲۷ و تراشه قدرتمند M7 Ultra در سال ۲۰۲۸ عرضه خواهند شد. تراشه M7 Ultra پیشرفت بزرگی در عملکرد هوش مصنوعی ایجاد خواهد کرد و براساس شایعات، عملکرد آن به شتاب‌دهنده‌های اختصاصی هوش مصنوعی بازار مانند معماری Blackwell انویدیا نزدیک خواهد بود. این تراشه از حافظه عظیمی تا سقف ۱.۵ ترابایت پشتیبانی می‌کند که به دلیل بحران فعلی قیمت حافظه، احتمالاً به جای کاربران عادی، در سرورهای هوش مصنوعی اپل در سال ۲۰۲۹ مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در‌حال‌حاضر، تراشه‌های M5 Pro و M5 Max در بازار موجود هستند و انتظار می‌رود تراشه M5 Ultra نیز اواخر سال جاری میلادی در کامپیوترهای مک استودیو معرفی شود. به گفته گرمن، هوش مصنوعی دیگر تنها یک ویژگی جانبی برای تراشه‌های اپل نیست، بلکه اکنون نحوه طراحی و زمان عرضه این محصولات را تعیین می‌کند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

تراشه M7 اولترا اپل احتمالاً با حداکثر ۱.۵ ترابایت رم معرفی می‌شود

تراشه M7 اولترا اپل احتمالاً با حداکثر ۱.۵ ترابایت رم معرفی می‌شود براساس جدیدترین خبرنامه Power On «مارک گرمن» از بلومبرگ، اپل خود را برای استفاده از حداکثر ۱.۵ ترابایت رم در تراشه M7 اولترا آماده می‌کند. این موضوع به این معنی است که کامپیوترهای مجهز به تراشه اپل سرانجام می‌توانند با بالاترین پیکربندی رم موجود در قدرتمندترین نسخه مک پرو اینتل ۲۰۱۹ هم‌سطح شوند. میزان رم قابل‌دسترس در مک‌های مجهز به تراشه اپل همیشه محدود بود؛ چرا که اپل حافظه رم را روی همان دای (Die) پردازنده لحیم می‌کند تا به سرعت انتقال فوق‌العاده بالایی دست پیدا کند. این همان مکانیزمی است که امکان استفاده از حافظه یکپارچه را فراهم می‌کند. البته این رویکرد به این معنی است که مقدار رم به ابعاد خود چیپست محدود می‌شود. بااین‌حال، طبق گفته گرمن، به‌نظر می‌رسد که اپل بالاخره برای پر کردن این شکاف آماده می‌شود. این شرکت درحال توسعه و آماده‌سازی پیکربندی خاصی از چیپست M7 اولترا با ۱.۵ ترابایت رم است. او در گزارش خود می‌نویسد: «تراشه اولترا جدید به‌گونه‌ای طراحی شده است که تا از ۱.۵ ترابایت حافظه پشتیبانی کند؛ یعنی تقریباً دو برابر ظرفیتی که برای تراشه M5 اولترا برنامه‌ریزی شده است. بااین‌حال، اینکه اپل درنهایت این پیکربندی را به بازار عرضه کند یا خیر، به وضعیت صنعت بستگی خواهد داشت. کمبود گسترده تراشه‌های حافظه در جهان، یافتن این قطعه را سخت‌تر و قیمت آن را گران‌تر کرده است.» او خاطرنشان می‌کند که این محصول ممکن است به‌دلیل کمبود مداوم حافظه در بازار، درنهایت با ۱.۵ ترابایت رم عرضه نشود. بررسی وضعیت حافظه رم در مدل‌های فعلی مک استودیو اپل پیش از این در سال جاری میلادی، پیکربندی ۵۱۲ گیگابایتی مک استودیو با تراشه M3 اولترا را از رده خارج کرد. این شرکت سپس با توقف تولید نسخه ۲۵۶ گیگابایتی، نسخه ۹۶ گیگابایتی را به‌عنوان تنها گزینه برای بالاترین مدل مک استودیو باقی گذاشت. در مقابل، اگر کاربران نسخه مجهز به تراشه M4 مکس را خریداری می‌کردند، امکان سفارش آن با حداکثر ۱۲۸ گیگابایت رم را داشتند. اپل همچنین اواخر سال جاری میلادی از تراشه جدید M5 اولترا با پشتیبانی از حداکثر ۷۶۸ گیگابایت حافظه یکپارچه رونمایی خواهد کرد که یک رکورد جدید برای پلتفرم اپل سیلیکون محسوب می‌شود. با توجه به سیستم قیمت‌گذاری فعلی اپل برای حافظه رم (تقریباً ۲۵ دلار به‌ازای هر گیگابایت حافظه اضافی)، ارتقا به ۱.۵ ترابایت رم از نسخه پایه ۱۲۸ گیگابایتی، احتمالاً بیش از ۳۵,۰۰۰ دلار هزینه در بر خواهد داشت.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

ای‌ام‌دی فناوری جدید PEPS را برای فشرده‌سازی بافت‌های عصبی تشریح کرد

ای‌ام‌دی فناوری جدید PEPS را برای فشرده‌سازی بافت‌های عصبی تشریح کرد شرکت AMD در سمپوزیوم I3D، پژوهش جدیدی را با عنوان Positional Encoding Projected Sampling ارائه کرد که روشی نوآورانه برای بهبود فشرده‌سازی بافت‌های عصبی (Neural Texture Compression) معرفی می‌کند. فشرده‌سازی بافت‌های عصبی از طریق آموزش مدل‌هایی به نام INR یا «بازنمایی‌های عصبی ضمنی» (Implicit Neural Representations) کار می‌کند. در این روش، با انتقال مختصات بافت به یک فضای چندبعدی بالاتر و تغذیه این اطلاعات به یک شبکه پرسپترون چندلایه (Multi-layer perceptron)، امکان نمایش و فشرده‌سازی بافت‌ها با کارایی بسیار بالا فراهم می‌شود. فناوری PEPS: جهشی در بهره‌وری کدگذاری موقعیتی تکنولوژی PEPS روشی جدید برای افزایش بازدهی این فرایند از طریق ایجاد تغییر در نحوه استفاده از «کدگذاری موقعیتی» (Positional Encoding) معرفی می‌کند. به طور معمول، کدگذاری موقعیتی، مختصات بُعد پایین را به یک بردار سینوسی/کسینوسی با ابعاد بالاتر منتقل می‌کند. PEPS این فرلیند را گسترش می‌دهد؛ بدین صورت که هر تصویرسازی سینوسی/کسینوسی را به عنوان نقطه‌ای روی یک «منحنی لیساژو» (Lissajous curve) در نظر می‌گیرد و سپس از کدگذار یا شبکه حاضر در آن نقاطِ تصویرسازی‌شده نمونه‌برداری می‌کند. این کار باعث می‌شود حجم اطلاعاتی که توسط مدل INR نمایش داده می‌شود، افزایش یابد. البته در این روش کاهش حجم مدل، با افزایش هزینه‌های محاسباتی همراه است. در آزمایش‌های AMD روی کارت گرافیک 9070xt، تولید یک بافت سه کاناله با رزولوشن ۱۰۲۴×۱۰۲۴ پیکسل از ۴.۳۲ میلی‌ثانیه در حالت پایه، به ۵.۴۷ میلی‌ثانیه در حالت Grid-PEPS افزایش یافت. البته نسخه بهینه‌ترِ Grid-PinkPEPS توانست این زمان را به ۴.۸۶ میلی‌ثانیه کاهش دهد. این افت عملکرد ناشی از محاسبات اضافی و دسترسی‌های بیشتر به حافظه است که به دلیل نمونه‌برداری‌های اضافه در فناوری PEPS مورد نیاز است. این تکنیک جدید علاوه‌بر فشرده‌سازی بافت، پتانسیل استفاده در SDFها را نیز دارد که در رندرینگ سه‌بعدی به کار می‌روند. SDFها به دلیل نیاز به شبکه‌های با رزولوشن بالا که به‌شدت حافظه ویدیویی (VRAM) مصرف می‌کنند، شناخته‌شده هستند؛ بنابراین بهینه‌سازی مصرف حافظه از طریق مدل‌های فشرده‌سازی عصبی سبک‌وزن اهمیت زیادی دارد. انتظار اجرای فوری روی کارت‌های Radeon را نداشته باشید اگرچه این پژوهش از دیدگاه فنی بسیار جذاب است، اما سخت می‌توان گفت که چه زمانی برای مصرف‌کنندگان نهایی کاربردی خواهد شد. درحال‌حاضر، تنها انویدیا ابزارها یا دموهای عمومی برای فشرده‌سازی بافت عصبی در دسترس قرار داده و حتی یک بازی هم وجود ندارد که پیاده‌سازی کامل NTC (فشرده‌سازی بافت عصبی) را ارائه دهد. در سمت AMD، پشتیبانی حتی از این هم محدودتر است؛ در واقع، AMD هنوز نام تجاری رسمی برای این فناوری انتخاب نکرده و در تمام پژوهش‌های خود از اصطلاحات کلی برای اشاره به آن استفاده می‌کند. بااین‌حال، مشاهده پیشرفت در این حوزه دلگرم‌کننده است؛ به‌ویژه با توجه به بحران کمبود حافظه (RAMpocalypse) که تضمین می‌کند تا نیمه دوم این دهه همچنان شاهد استفاده از کارت‌های گرافیک ۸ گیگابایتی خواهیم بود.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

افشای مشکلات حرارتی سری RTX 50 انویدیا؛ ماد غیررسمی دمای Hotspot را دوباره فعال کرد

افشای مشکلات حرارتی سری RTX 50 انویدیا؛ ماد غیررسمی دمای Hotspot را دوباره فعال کرد در کارت‌های گرافیک GeForce RTX 50 موسوم به «بلک‌ول» (Blackwell)، انویدیا اقدام به حذف نمایش دمای «Hotspot» (داغ‌ترین نقطه تراشه) از ابزارهای نظارتی کرد. طبق گزارش وب‌سایت TechPowerUp و توسعه‌دهندگان ابزار محبوب GPU-Z، انویدیا حسگر Hotspot را از ارائه گزارش به نرم‌افزارهای نظارتی نظیر HWMonitor ،HWiNFO ،MSI Afterburner و GPU-Z کنار گذاشت تا تمرکز صرفاً بر «دمای میانگین GPU» باشد. اما حالا، مادهای غیررسمی نشان می‌دهند که این تصمیم انویدیا، در واقع پوششی بر مشکلات حرارتی گسترده این کارت‌ها بوده است. حذف دمای Hotspot؛ پاک کردن صورت‌مسئله یا بهینه‌سازی؟ اگرچه دمای میانگین GPU دید کلی خوبی از وضعیت کارت می‌دهد، دمای Hotspot برای تشخیص مشکلات حیاتی مانند عدم تماس مناسب کولر با تراشه یا استفاده نادرست از خمیر حرارتی ضروری است. حسگرهای Hotspot که در نقاط مختلف سیلیکون قرار دارند، بالاترین دمای ثبت شده روی سطح GPU را نشان می‌دهند. بدون دسترسی به این داده‌ها، بسیاری از کاربران با وجود عملکرد ضعیف کارت گرافیک و چرخش شدید فن‌ها، تصور می‌کنند وضعیت حرارتی دستگاه در محدوده ایمن قرار دارد. حالا «پائولو گومز»، تعمیرکار برزیلی، با اعمال تغییرات نرم‌افزاری (Mod) موفق شده قابلیت اندازه‌گیری Hotspot را در کارت‌های RTX 50 دوباره فعال کند. او متوجه شده دلیل گزارش‌های متعدد کاربران مبنی بر افت عملکرد غیرعادی و سرعت بالای فن‌ها، همین دمای Hotspot است. در بررسی‌های او، درحالی‌که دمای میانگین کارت در محدوده نرمال ۷۰ تا ۸۰ درجه سانتی‌گراد گزارش می‌شد، دمای Hotspot به ۱۰۷ درجه سانتی‌گراد می‌رسید. این دما دقیقاً همان نقطه‌ای است که مکانیسم‌های حفاظتی انویدیا برای جلوگیری از آسیب به تراشه فعال و به افت عملکرد (Thermal Throttling) منجر می‌شوند. این تعمیرکار تأیید کرد که در بسیاری از کارت‌های دریافتی، مشکل اصلی «تماس ضعیف کولر با تراشه» بود. پس از تعویض خمیر سیلیکون (TIM) و بهبود اتصال فیزیکی کولر، دمای Hotspot به ۱۰۰ درجه رسید و عملکرد کارت به سطح مطلوب بازگشت. چرا این موضوع نگران‌کننده است؟ این اتفاق ثابت می‌کند که حسگر Hotspot همچنان در تراشه‌های جدید انویدیا وجود دارد و حذف آن از نرم‌افزارها، تنها دسترسی کاربر به ابزارهای تشخیص خرابی را محدود کرده است. بدون دانستن دمای واقعی داغ‌ترین نقاط تراشه، کاربر ممکن است به اشتباه فکر کند که کارت گرافیکش در شرایط دمایی مناسبی قرار دارد، درحالی‌که تراشه درحال کار در شرایط بحرانی است؛ وضعیتی که علاوه‌بر افت عملکرد، در درازمدت می‌تواند منجر به آسیب‌های فیزیکی به کارت گرافیک شود. نکته قابل‌تأمل اینجاست که انویدیا در کارت‌های گرافیک دیتاسنترها، مجموعه‌ای بسیار پیشرفته از ابزارهای عیب‌یابی را ارائه می‌دهد که تمامی جزئیات حرارتی و سلامت تراشه را مانیتور می‌کنند. حالا که مشخص شده حسگرها در سری RTX 50 فعال هستند، از انویدیا انتظار می‌رود با انتشار به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری و درایورهای آینده، این قابلیت حیاتی را دوباره به ابزارهای نظارتی برای کاربران عادی بازگرداند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

وال‌استریت ژورنال: اپل برای فرار از تعرفه ۱۰۰ درصدی دولت آمریکا، با اینتل همکاری می‌کند

وال‌استریت ژورنال: اپل برای فرار از تعرفه ۱۰۰ درصدی دولت آمریکا، با اینتل همکاری می‌کند گزارش جدید وال‌استریت ژورنال حاکی از آن است که اپل سال گذشته برای معاف شدن از تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی واردات تراشه در آمریکا، با اینتل وارد توافق شده است. بنابراین کوپرتینویی‌ها علاوه‌بر سرمایه‌گذاری‌های گسترده در خاک آمریکا، با تیم آبی نیز همکاری می‌کنند. به‌همین ترتیب به‌نظر می‌رسد اینتل بخشی از روند تولید تراشه‌های اپل را برعهده بگیرد. تراشه اختصاصی اپل توسط اینتل تولید خواهد شد؟ باتوجه به گفته‌های منبع آگاه وال‌استریت ژورنال، مذاکرات میان «تیم کوک»، مدیرعامل اپل، «هاوارد لوتنیک»، وزیر بازرگانی آمریکا و «دونالد ترامپ» تنها درباره سرمایه‌گذاری صدها میلیارد دلاری اپل در صنعت آمریکا نبوده است. گفته می‌شود مقامات دولت آمریکا از اپل خواسته‌اند بخشی از تولید تراشه‌های خود را به کارخانه‌های اینتل بسپارد. زمان‌بندی این اتفاق نیز قابل‌توجه بوده است. دولت آمریکا تقریباً همزمان با این مذاکرات، حدود ۹ میلیارد دلار در سهام اینتل سرمایه‌گذاری کرد و مالک حدود ۱۰ درصد از سهام این شرکت شد. به‌همین دلیل، گرفتن سفارشی بزرگ از اپل می‌تواند ارزش این سرمایه‌گذاری را افزایش دهد. ترامپ نیز حدود یک سال بعد در شبکه اجتماعی Truth Social اعلام کرد اپل برای برخی محصولات خود از تراشه‌های ساخت اینتل استفاده خواهد کرد و افزود که برای تقویت صنعت تولید تراشه در آمریکا تصمیم گرفته از اینتل حمایت کند. هنوز مشخص نیست اینتل دقیقاً چه تراشه‌هایی را برای اپل تولید خواهد کرد. برخی گمانه‌زنی‌ها به ساخت تراشه‌های اپل سیلیکون مورد استفاده در مک‌ها اشاره دارند؛ اما احتمال دارد اینتل وظیفه ساخت چیپ محصولات دیگری را برعهده بگیرد. پیش‌تر نیز «مینگ‌چی کو»، تحلیلگر شناخته‌شده محصولات اپل، مدعی شده بود اینتل آزمایش تولید برخی تراشه‌های اپل را آغاز کرده و احتمال دارد تولید انبوه آن‌ها از سال ۲۰۲۷ آغاز شود. از سوی دیگر، با افزایش تقاضا برای تراشه‌ها در بازار هوش مصنوعی و اشغال بخش بزرگی از ظرفیت تولید TSMC، همکاری با اینتل می‌تواند به اپل کمک کند بخشی از محدودیت‌های زنجیره تأمین خود را کاهش دهد و وابستگی کمتری به تنها یک تولیدکننده داشته باشد.

مدیر 4 ماه قبل
کالا هایی که دیده ایید !
شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.
کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B

حسین نیکوکار

کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B
2 روز پیش خریداری شدهتایید شده