برچسب: کامپیوتر و سخت افزار

1 دقیقه زمان مطالعه

سراب یخی: چرا ایده دیتاسنتر قطبی محکوم به شکست است؟

سراب یخی: چرا ایده دیتاسنتر قطبی محکوم به شکست است؟ اگر تا به حال هنگام اجرای یک بازی سنگین یا ویرایش ویدیو، دستتان را پشت گوشی موبایل یا لپ‌تاپ خود گذاشته باشید، حتماً گرمای شدید آن را حس کرده‌اید. حالا تصور کنید میلیون‌ها عدد از این پردازنده‌ها، بسیار قدرتمندتر و بزرگ‌تر، در یک سوله غول‌پیکر در حال کار هستند تا به سوالات ما در ChatGPT پاسخ دهند یا تصاویر هوش مصنوعی خلق کنند. این سوله‌ها همان «دیتاسنترها» (مراکز داده) هستند و بزرگ‌ترین دشمن آن‌ها یک چیز است: گرما. اخیراً در شبکه‌های اجتماعی، از جمله پستی که توسط صفحه Cybershield 2.O در فیس‌بوک و اینستاگرام منتشر شده، یک ایده جذاب و در نگاه اول نبوغ‌آمیز مطرح شده است: «چرا این دیتاسنترهای داغ و تشنه را به سردترین نقطه زمین، یعنی قطب جنوب یا شمال نبریم؟» ایده‌ای که قاره‌ای پوشیده از یخ را به‌عنوان یک سیستم خنک‌کننده طبیعی و رایگان معرفی می‌کند. اما چرا غول‌های فناوری مانند گوگل، مایکروسافت و آمازون به جای قطب جنوب، میلیاردها دلار خرج می‌کنند تا دیتاسنترهای خود را در شهرها و کشورهای دیگر خنک نگه دارند؟ در این مقاله با بررسی داده‌های موجود و کالبدشکافی این ایده، به شما می‌گوییم چرا رویای «دیتاسنتر قطبی» در واقعیت یک کابوس مهندسی، لجستیکی و زیست‌محیطی است. رویای شیرین یخ‌بندان: چرا این ایده جذاب است؟ برای درک اینکه چرا ایده ساخت دیتاسنتر در قطب تا این حد در اینترنت طرفدار پیدا کرده، باید به دو چالش اساسی دیتاسنترها نگاه کنیم: برق مصرفی برای سرمایش و مصرف آب. سرورهای کامپیوتری برای اینکه ذوب نشوند، به سیستم‌های خنک‌کننده قدرتمندی نیاز دارند. در دیتاسنترهای سنتی، گاهی تا 40% از کل برق مصرفی مجموعه، صرفاً برای روشن نگه داشتن کولرهای گازی غول‌پیکر (Chillers) هزینه می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از این سیستم‌ها برای خنک‌سازی به تبخیر آب وابسته‌اند. یک دیتاسنتر متوسط می‌تواند روزانه میلیون‌ها لیتر آب آشامیدنی را تبخیر کند؛ چیزی معادل مصرف آب یک شهر کوچک! حالا قطب جنوب را تصور کنید: دمای هوای بیرون می‌تواند به منفی ۶۰ درجه سانتی‌گراد برسد. در اینجا مفهومی به نام «سرمایش رایگان» (Free Cooling) مطرح می‌شود. یعنی شما فقط کافی است یک پنجره را باز کنید (یا از طریق سیستم‌های تهویه هوای بیرون را به داخل بکشید) تا سرورها خنک شوند. نه نیازی به چیلرهای پرمصرف است و نه هدر رفت میلیون‌ها لیتر آب. در نگاه اول، این یک معامله برد-برد برای اقتصاد و محیط زیست به‌نظر می‌رسد. اما وقتی پای مهندسی در مقیاس کلان به میان می‌آید، قوانین بی‌رحم فیزیک و جغرافیا خودشان را نشان می‌دهند. کابوس اول: اینترنت با لوله‌های مسدود (بحران اتصالات) دیتاسنتر بدون اینترنت، فقط یک انبار پر از آهن و سیلیکون است. تمام ارزش یک دیتاسنتر هوش مصنوعی به این است که بتواند در کسری از ثانیه، ترابایت‌ها اطلاعات را به سراسر جهان مخابره کند. بستر اصلی اینترنت جهان، ماهواره‌ها نیستند، بلکه کابل‌های ضخیم فیبر نوری هستند که در کف اقیانوس‌ها کشیده شده‌اند. برای اینکه شما یک ویدیو را در اینستاگرام ببینید، داده‌ها از طریق این کابل‌های زیردریایی با سرعت نور حرکت می‌کنند. مثال ملموس: فرض کنید اینترنت یک سیستم لوله‌کشی آب است. برای یک دیتاسنتر هوش مصنوعی، شما به شاه‌لوله‌هایی به قطر یک متر نیاز دارید تا حجم عظیم آب (داده) را منتقل کنید. اما در قطب جنوب، تنها چیزی که وجود دارد یک نی نوشیدنی نازک است! قطب جنوب هیچ کابل فیبر نوری تجاری و پرسرعتی که به شبکه جهانی متصل باشد ندارد. ارتباطات ایستگاه‌های تحقیقاتی فعلی از طریق ماهواره‌ها انجام می‌شود. اینترنت ماهواره‌ای (حتی سیستم‌های پیشرفته‌ای مثل استارلینک) برای کارهای روزمره عالی هستند، اما برای پهنای باند وحشتناک و تاخیر بسیار پایینی که دیتاسنترهای تجاری نیاز دارند، به هیچ وجه کافی نیستند. کشیدن کابل‌های فیبر نوری از کف اقیانوس‌های منجمد جنوبی، با توجه به کوه‌های یخی که کف دریا را می‌خراشند، از نظر فنی و اقتصادی تقریباً غیرممکن است. کابوس دوم: دوشاخه را کجا بزنیم؟ (بحران انرژی) دیتاسنترها هیولاهای گرسنه انرژی هستند. یک دیتاسنتر بزرگ هوش مصنوعی می‌تواند به اندازه یک شهر ۵۰ هزار نفری برق مصرف کند (گاهی بیش از 100 مگاوات). در شهرهای توسعه‌یافته، دیتاسنترها به شبکه‌های برق سراسری وصل می‌شوند که از نیروگاه‌های عظیم هسته‌ای، گازی، بادی یا آبی تغذیه می‌کنند. اما در قطب جنوب هیچ «شبکه برق سراسری» وجود ندارد. ایستگاه‌های تحقیقاتی فعلی در قطب، برق خود را از طریق ژنراتورهای دیزلی و کمی هم پنل‌های خورشیدی تامین می‌کنند. برای راه‌اندازی یک دیتاسنتر، شما باید میلیون‌ها گالن سوخت دیزل را با کشتی‌های یخ‌شکن به قطب بیاورید. این کار نه تنها هزینه‌ای نجومی دارد، بلکه تمام ادعاهای «دوستدار محیط زیست بودن» این پروژه (به خاطر کاهش مصرف آب) را با تولید حجم عظیمی از گازهای گلخانه‌ای از بین می‌برد. ساخت سد آبی یا نیروگاه بادی غول‌پیکر در طوفان‌های یخی قطب نیز با تکنولوژی فعلی یک شوخی است. کابوس سوم: سرمای بیش از حد و استهلاک قطعات شاید عجیب به‌نظر برسد، اما هوای خیلی سرد برای سرورها مضر است! لوازم الکترونیکی برای کار در یک بازه دمایی و رطوبتی خاص طراحی شده‌اند. هوای قطب جنوب به شدت خشک است. ورود هوای به شدت سرد و خشک به داخل سالن سرورها، باعث ایجاد الکتریسیته ساکن می‌شود؛ چیزی شبیه به جرقه‌ای که وقتی در زمستان لباس پشمی می‌پوشید و به دستگیره در دست می‌زنید اتفاق می‌افتد. یک جرقه کوچک الکتریسیته ساکن می‌تواند یک بُرد چند هزار دلاری هوش مصنوعی را در کسری از ثانیه بسوزاند. از طرف دیگر، اگر بخواهید هوای قطب را با هوای گرم داخل ترکیب کنید تا دما متعادل شود، با پدیده میعان روبرو می‌شوید. رطوبت هوا تبدیل به قطرات آب شده و روی سرورها می‌نشیند که نتیجه آن اتصالی و نابودی کل سیستم است. مهندسان مجبورند سیستم‌های پیچیده‌ای برای تنظیم رطوبت و پیش‌گرمایش هوای ورودی بسازند که این خود به برق و تجهیزات اضافه نیاز دارد و مزیت «سرمایش کاملاً رایگان» را کمرنگ می‌کند. کابوس چهارم: لجستیک و انسان‌ها در جهنم سفید دیتاسنترها کاملاً خودکار نیستند. آن‌ها به تیمی از مهندسان، تکنسین‌های شبکه، نگهبانان و متخصصان تاسیسات نیاز دارند که به صورت ۲۴ ساعته از سیستم مراقبت کنند. سرورها خراب می‌شوند و هارد درایوها نیاز به تعویض دارند. مثال ملموس: فرض کنید ماشین شما در جاده خراب شده است. اگر در شهر باشید، نیم ساعته یک مکانیک می‌آید. اگر در قطب جنوب باشید و در میانه زمستان یکی از قطعات حیاتی شبکه بسوزد، به‌دلیل طوفان‌های سهمگین و تاریکی مطلق ۶ ماهه، هیچ هواپیما یا کشتی‌ای نمی‌تواند قطعه یدکی را به شما برساند! ساختمان‌سازی در قطب نیازمند انتقال تمام مصالح (از سیمان و فولاد تا کابل و پیچ) با کشتی‌های یخ‌شکن است که هزینه‌های احداث (Capex) را به شکل نجومی بالا می‌برد. کابوس پنجم: قوانین سخت‌گیرانه و پنگوئن‌ها حتی اگر گوگل یا مایکروسافت بتوانند تمام مشکلات مهندسی بالا را با پول حل کنند، با یک دیوار غیرقابل عبور قانونی روبرو هستند: معاهده قطب جنوب این معاهده که در سال ۱۹۵۹ امضا شده و کشورهای زیادی به آن پایبند هستند، قطب جنوب را به‌عنوان یک منطقه حفاظت‌شده علمی و غیرنظامی به رسمیت می‌شناسد. بر اساس این پروتکل‌ها، هرگونه بهره‌برداری تجاری و صنعتی در قطب جنوب اکیداً ممنوع است. ساخت سوله‌های عظیم دیتاسنتر، کشیدن کابل، و راه‌اندازی دیزل ژنراتورهای صنعتی، نقض آشکار قوانین بین‌المللی برای حفظ اکوسیستم بکر قطب و حیات وحش آن (مانند پنگوئن‌ها و فک‌ها) است. راه‌حل جایگزین: منطقه طلایی کشورهای نوردیک با وجود غیرممکن بودن ساخت دیتاسنتر در قطب، نیاز به هوای سرد همچنان وجود دارد. به همین دلیل، همانطور که منبع اینترنتی (Cybershield 2.0) به درستی اشاره کرده است، شرکت‌های بزرگ فناوری به دنبال «مناطق طلایی» رفتند؛ جاهایی که به اندازه کافی سرد هستند، اما تمام زیرساخت‌های انسانی را هم دارند: کشورهای نوردیک (ایسلند، نروژ، سوئد و فنلاند). این کشورها تعادل بی‌نظیری ایجاد کرده‌اند: هوای سرد طبیعی: دمای این کشورها در بیشتر ایام سال به قدری پایین است که می‌توان از سرمایش رایگان استفاده کرد. برق سبز و پایدار: کشورهایی مثل ایسلند و نروژ به شبکه‌های عظیم برق زمین‌گرمایی (Geothermal) و برق‌آبی (Hydroelectric) متصل هستند که برقی ۱۰۰٪ پاک، ارزان و بدون قطعی را برای دیتاسنترها فراهم می‌کنند. زیرساخت اینترنت فوق‌سریع: این کشورها با کابل‌های زیردریایی بسیار پرسرعت به اروپا و آمریکا متصل‌اند. امنیت و ثبات: دسترسی به جاده‌ها، فرودگاه‌ها، قطعات یدکی و نیروی کار متخصص به‌راحتی فراهم است. نتیجه‌گیری ایده انتقال دیتاسنترهای هوش مصنوعی به قطب جنوب، نمونه بارزی از راه‌حل‌هایی است که روی کاغذ بی‌نقص به‌نظر می‌رسند، اما در دنیای واقعی فیزیک و اقتصاد، محکوم به شکست هستند. قطب جنوب برای همیشه یک آزمایشگاه طبیعی برای دانشمندان باقی خواهد ماند. آینده اینترنت و هوش مصنوعی در تسخیر طبیعت خشن نیست، بلکه در همزیستی هوشمندانه با آن در مناطقی است که زیرساخت و طبیعت دست به دست هم داده‌اند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

کارت‌های گرافیک AMD با ابزار ZLUDA v6 بازی‌های مبتنی بر PhysX را ۳ برابر بهتر اجرا می‌کنند

کارت‌های گرافیک AMD با ابزار ZLUDA v6 بازی‌های مبتنی بر PhysX را ۳ برابر بهتر اجرا می‌کنند کارت‌های گرافیک AMD Radeon اکنون با انتشار نسخه ششم ابزار ZLUDA از فناوری PhysX انویدیا پشتیبانی می‌کنند؛ اتفاقی که باعث افزایش چشمگیر عملکرد در بازی‌های مبتنی بر PhysX می‌شود و دیگر برای اجرای آن‌ها نیازی به یک کارت گرافیک مجزای انویدیا نیست. پروژه ZLUDA، یک کتابخانه متن‌باز است که به‌دلیل آوردن پشتیبانی از NVIDIA CUDA به پردازنده‌های گرافیکی سایر شرکت‌ها (غیر از انویدیا) حسابی خبرساز شده بود. تیم پشتیبان این کتابخانه سخت در تلاش برای افزودن قابلیت‌های جدید بوده‌اند، اما به دلیل عدم رعایت برخی شرایط حقوقی انویدیا، با محدودیت‌ها و برخوردهایی مواجه شدند. به همین دلیل، این تیم دیگر هیچ‌گونه حمایت مالی و تجاری دریافت نمی‌کند. بااین‌حال، توسعه‌دهنده این ابزار قصد دارد توسعه آن را به عنوان یک «پروژه آخر هفته‌ای» ادامه دهد و درحال‌حاضر تمرکز خود را روی بهبود پشتیبانی از Windows ML، تکسچرها (Textures) و البته PhysX گذاشته است. با توجه به قیمت سرسام‌آور قطعات کامپیوتری در این روزها، بسیاری از کاربران به سمت تجربه دوباره بازی‌های کلاسیک سوق پیدا کرده‌اند و ابزار ZLUDA دقیقاً همین‌جا به کمک گیمرها می‌آید. نسخه جدید، پشتیبانی از PhysX ۳۲ بیتی را (از طریق یک درخواست ادغام یا PR قدیمی به شماره 651 که البته هنوز کاملاً نهایی نشده) به کارت‌های گرافیک فاقد این فناوری اضافه می‌کند. این یعنی در بازی‌های قدیمی‌تری که به فناوری PhysX وابسته‌اند، می‌توانید با یک کارت گرافیک AMD به نرخ فریم بسیار بالاتری دست پیدا کنید. همچنین برای اولین بار، دارندگان کارت‌های AMD می‌توانند از جلوه‌های بصری پیشرفته این بازی‌ها نظیر تخریب‌پذیری پرجزئیات و افکت‌های طبیعی شعله‌های آتش لذت ببرند. افزایش ۳ برابری فریم‌ریت در بازی‌ها بدون نیاز به کارت گرافیک دوم در ادامه عمکلرد این ابزار را در بازی مافیا ۲ مشاهده خواهید کرد. Mafia II (قبل از فعال‌سازی ZLUDA PhysX): Mafia II (بعد از فعال‌سازی ZLUDA PhysX): به لطف این پشتیبانی جدید، گرافیک‌های AMD Radeon عملکرد خیره‌کننده‌ای از خود نشان می‌دهند. برای مثال، بازی Mafia II روی یک سیستم با کارت گرافیک رادئون بدون استفاده از ZLUDA تنها ۲۶.۲ فریم‌برثانیه خروجی می‌داد، اما با فعال‌سازی ZLUDA PhysX این رقم به ۸۰.۲ فریم‌برثانیه رسید. این یعنی یک جهش ۳ برابری در عملکرد که باعث می‌شود بازی‌های کلاسیک PhysX روی سخت‌افزارهای غیر انویدیا نه تنها اجرا شوند، بلکه کاملاً روان باشند. جالب است بدانید که خود انویدیا پشتیبانی از کودا ۳۲ بیتی را در جدیدترین معماری خود یعنی کارت‌های گرافیک Blackwell حذف کرده بود، اما بعداً آن را برای برخی عناوین خاص دوباره فعال کرد. باید دید آیا معماری بلک‌ول هم با استفاده از ZLUDA v6 می‌تواند چنین افزایش عملکردی را تجربه کند یا خیر. تا پیش از این، تنها راهکار برای اجرای روان بازی‌های PhysX روی سیستم‌های غیر انویدیا، نصب کارت گرافیک دوم (مختص انویدیا) صرفاً برای پردازش‌های PhysX / CUDA 32-bit بود که اگرچه عملکرد را به شدت بالا می‌برد، اما راهکاری بسیار پرهزینه به شمار می‌رفت. البته باید اشاره کرد که بهینه‌سازی‌ها در ابزار ZLUDA هنوز کامل نیستند. طبق گزارش‌ها، کاربران ممکن است با برخی باگ‌های گرافیکی در شبیه‌سازی مایعات مواجه شوند و بارگذاری این ابزار در بازی‌های پلتفرم استیم نیز درحال‌حاضر چندان بی‌نقص نیست. اما از آنجایی که ZLUDA یک پروژه متن‌باز است، هر کسی می‌تواند کدهای آن را ویرایش و روی بازی‌های مختلف آزمایش کند. پشتیبانی از Windows ML و تکسچرها تا پیش از این، تمرکز اصلی ZLUDA روی سیستم‌عامل لینوکس بود، اما توسعه‌دهنده اکنون قصد دارد عملکرد آن را در ویندوز نیز بهینه‌تر کند. هدف جدید این است که ZLUDA کاربرپسندتر شود و به‌عنوان مثال، در زمان نصب ROCm به کاربر اطلاع دهد که دقیقاً چه کتابخانه‌ای در سیستمش ناقص است. علاوه‌براین، با رفع باگ‌های کامپایلر و ارتقای کتابخانه‌های پردازشی، پشتیبانی از یادگیری ماشین (ML) نیز بهبود یافته است. در نهایت، پشتیبانی از بافت‌ها (Texture Support) نیز به این مجموعه اضافه شده که هماهنگی بسیار خوبی با پردازش‌های PhysX و نرم‌افزار Blender دارد. توسعه‌دهنده ZLUDA در پایان اشاره کرده است که روند کار روی این پروژه در آینده کندتر خواهد شد، اما متوقف نمی‌شود. نسخه‌های جدید این پروژه متن‌باز همچنان عرضه خواهند شد، هرچند فاصله زمانی بین انتشار آن‌ها بسیار بیشتر از قبل خواهد بود. انتظار می‌رود در آپدیت‌های آینده شاهد پایداری و پشتیبانی بهتری باشیم.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

باگ جدید درایور AMD باعث افت عملکرد و کرش بازی‌ها در ویندوز ۱۰ می‌شود

باگ جدید درایور AMD باعث افت عملکرد و کرش بازی‌ها در ویندوز ۱۰ می‌شود گزارش‌های جدید نشان می‌دهند که درایور کارت‌های گرافیک AMD با مشکل تازه‌ای روبه‌رو شده است که قابلیت SAM را مخفیانه غیرفعال کرده و به افت عملکرد سیستم منجر می‌شود. گفته می‌شود AMD هم‌اکنون درحال بررسی این تداخل درایوری در سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ است. قابلیت SAM یا Smart Access Memory ویژگی مهمی است که به پردازنده (CPU) اجازه می‌دهد به کل حافظه ویدیویی (VRAM) دسترسی داشته باشد؛ این کار گلوگاه‌ها را از بین می‌برد و عملکرد بازی‌های پشتیبانی‌شده را بهبود می‌بخشد. بااین‌حال، گزارش‌های کاربران نشان می‌دهد درایور جدید AMD باعث ایجاد مشکلاتی برای این قابلیت در سیستم‌های مجهز به ویندوز ۱۰ شده است. بر اساس این گزارش‌ها، باگ جدید باعث افت فریم، کرش کردن بازی‌ها و رفتارهای بی‌ثبات سیستم شده است. این مشکل پس از آن به وجود آمد که یک نقص درایوری باعث شد ویندوز ۱۰ نتواند کارت‌های گرافیک رادئون (Radeon) را به درستی شناسایی کند. بسیاری از کاربران توانستند این مشکل را با حذف کامل درایور از طریق نرم‌افزار DDU در حالت Safe Mode و نصب مجدد و آفلاین آن حل کنند. اما این راه‌حل، مشکل غیرمنتظره دیگری را به همراه داشت. کاربران متوجه شدند که قابلیت‌های SAM یا Resizable Bar در نرم‌افزار Adrenalin غیرفعال شده‌اند، درحالی‌که تنظیمات بایوس سیستم کاملاً بدون تغییر باقی مانده بود. با وجود فعال بودن Resizable Bar و Above 4G Decoding در بایوس، غیرفعال شدن آن‌ها در نرم‌افزار به وضوح نشان می‌دهد که مشکل از سمت درایور AMD است، نه سیستم کاربر. علاوه‌براین، اعلان‌های مداوم ویندوز ۱۰ مبنی بر تغییرات سخت‌افزاری، نشان‌دهنده تداخل بین نسخه 26.1.1 نرم‌افزار AMD Adrenalin Edition و ویندوز ۱۰ است. از آنجا که غیرفعال شدن SAM مانع از دسترسی کامل پردازنده به تمام ظرفیت VRAM می‌شود، بسیاری از بازی‌ها اکنون با افت عملکرد و ناپایداری دست و پنجه نرم می‌کنند. در شرایطی AMD درحال بررسی و تلاش برای رفع این مشکل است، برخی کاربران راه‌حل‌های موقتی پیدا کرده‌اند. گروهی مدعی‌اند که بررسی نرخ تازه‌سازی مانیتور و فعال کردن مجدد Variable Refresh Rate در نرم‌افزار رادئون مشکل را برطرف می‌کند، درحالی‌که عده‌ای دیگر می‌گویند چند بار ری‌استارت کردن سیستم نیز مؤثر بوده است. این اولین‌بار نیست که شاهد چنین باگ‌هایی در نرم‌افزار Adrenalin روی ویندوز ۱۰ هستیم؛ چرا که اخیراً AMD مجبور شده یک درایور پیش‌نمایش جدید (نسخه 26.6.3) برای رفع مشکلات سازگاری کارت‌های گرافیک سری RX 7000 با ویندوز ۱۰ منتشر کند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

شکایت از سه غول تولیدکننده حافظه؛ آیا سامسونگ، مایکرون و اس‌کی هاینیکس قیمت‌ها را دستکاری کرده‌اند؟

شکایت از سه غول تولیدکننده حافظه؛ آیا سامسونگ، مایکرون و اس‌کی هاینیکس قیمت‌ها را دستکاری کرده‌اند؟ سه شرکت بزرگ سامسونگ، SK Hynix و مایکرون در ایالات‌ متحده با یک شکایت حقوقی دسته‌جمعی مواجه شده‌اند. این اتفاق در پی آن رخ داده است که قیمت حافظه به دلیل کمبود مداوم در بازار، از کنترل خارج شده و به بالاترین حد تاریخی خود رسیده است. مصرف‌کنندگان علیه سه تولیدکننده حافظه: اتهام محدود کردن عرضه برای افزایش قیمت قیمت تراشه‌های حافظه به‌دلیل پیشی گرفتن تقاضا از عرضه، رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرده است. هرچند به نظر می‌رسد روزهای بدتری نیز در راه باشد، اما مصرف‌کنندگان که از این وضعیت به ستوه آمده‌اند، یک شکایت خصوصی و دسته‌جمعی در ایالات متحده علیه سه تولیدکننده بزرگ DRAM تنظیم کرده‌اند. این پرونده با شماره «3:26-cv-06345» ماهیت ضدانحصاری دارد و قاضی «نوئل وایز» (Noel Wise) در دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده در منطقه شمالی کالیفرنیا به آن رسیدگی خواهد کرد. بر اساس متن این شکایت، شاکیان از این شرکت‌ها درخواست دریافت غرامت کرده‌اند. ادعای اصلی پرونده این است که این سه شرکت با ایجاد کمبود مصنوعی در صنعت، عمداً قیمت‌ها را به شکل نجومی بالا برده‌اند. سابقه تاریک قیمت‌گذاری: جریمه سنگین سامسونگ در سال ۲۰۰۵ این نخستین بار نیست که چنین اتهاماتی مطرح می‌شود. پیش‌تر در سال ۲۰۰۵، سامسونگ الکترونیکس توسط وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) به پرداخت ۳۰۰ میلیون دلار جریمه کیفری محکوم شده بود. دلیل این جریمه سنگین، تبانی در قیمت‌گذاری تراشه‌های DRAM بین ماه‌های آوریل ۱۹۹۹ تا ژوئن ۲۰۰۲ بود. در آن زمان، سازندگان بزرگ کامپیوترهای شخصی نظیر Dell ،Compaq، اچ‌پی، اپل، IBM و Gateway اصلی‌ترین قربانیان این تبانی بودند و سامسونگ نیز به اقدامات غیرقانونی خود اعتراف کرد. نام شرکت‌های دیگری همچون مایکرون، هاینیکس، Infineon و Elpida نیز در لیست متخلفان آن دوران به چشم می‌خورد. بااین‌حال، شرایط فعلی کاملاً مشابه پرونده سال ۲۰۰۵ نیست؛ چرا که به دلیل تقاضای شدید بخش هوش مصنوعی، کمبود واقعی و محسوسی در بازار وجود دارد. همچنین، این شرکت‌ها مدعی‌اند که برای گسترش عرضه، درحال ساخت کارخانه‌ها و خطوط تولید جدید هستند. باید منتظر ماند و دید که نتیجه این دادگاه چه خواهد شد؛ اما درحال‌حاضر، قیمت‌ها همچنان درحال افزایش است و کمبود قطعات به حدی است که حتی در سال‌های آینده نیز پاسخگوی تقاضای بازار نخواهد بود. علاوه‌براین، سازندگان DRAM درحال انعقاد قراردادهای چندساله با مشتریان استراتژیک خود هستند که این موضوع فشار مضاعفی بر بازار مصرف‌کنندگان عادی وارد می‌کند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

زلزله بحران حافظه؛ آنچه اپل و مایکروسافت را تکان داد، حیات شرکت‌های کوچک‌تر را تهدید می‌کند

زلزله بحران حافظه؛ آنچه اپل و مایکروسافت را تکان داد، حیات شرکت‌های کوچک‌تر را تهدید می‌کند شرکت‌های بزرگ فناوری نظیر اپل و مایکروسافت در هفته جاری افزایش قیمت محصولات کلیدی خود را اعلام کردند تا بخشی از هزینه‌های سرسام‌آور خرید حافظه را به مصرف‌کنندگان منتقل کنند. با‌این‌حال، همانطور که کارشناسان هشدار داده‌اند، تولیدکنندگان کوچک‌تر تجهیزات الکترونیکی از چنین اهرم و رفاهی برخوردار نیستند و در مسیر تلاش برای تأمین قطعات مورد نیاز و مقابله با هزینه‌های فلج‌کننده، با خطر نابودی مواجه شده‌اند. «نبیلا پوپال»، تحلیلگر مؤسسه پژوهشی IDC، در این رابطه می‌گوید: «شرکت‌های کوچک قادر به تأمین حافظه نخواهند بود؛ چرا که تأمین‌کنندگان حافظه در‌حال‌حاضر تنها به تماس‌های بازیگران بزرگ بازار پاسخ می‌دهند.» در نمونه دیگری گفته شده که پیش‌از‌این در سال جاری میلادی، شرکت Mono Technologies نزدیک به ۱,۰۰۰ واحد از محصول پرچم‌دار خود یعنی یک کیت توسعه روتر ۶۰۰ دلاری را تولید و روانه بازار کرد. «توماژ زمان»، که این شرکت را در سال ۲۰۲۴ تأسیس کرده، توانست توجه اولیه شیفتگان شبکه را که از این محصول برای افزایش سرعت اینترنت خود استفاده می‌کنند، جلب کند. اما سپس بحران شدید کمبود حافظه فرا رسید؛ پدیده‌ای که هزینه تولید تقریباً هر دستگاه الکترونیکی را افزایش داده است. اکنون شرکت Mono دقیقاً نمی‌داند چه کاری باید انجام دهد، به‌ویژه برای ۱,۳۰۰ مشتری احتمالی که برای سری بعدی تولید این محصول، پیش‌پرداخت ۱۰۰ دلاری واریز کرده‌اند. پیامدهای سنگین بحران کمبود حافظه رم بر شرکت‌های مستقل تجربه مونو تکنولوژی اکنون در سراسر بازار گجت‌های الکترونیکی مصرفی درحال تکرار است؛ از محصولات نمادینی مانند آیپدها و کنسول‌های ایکس‌باکس گرفته تا محصولات نوپایی که به‌سختی مراحل آزمایشی خود را پشت سر گذاشته‌اند. هزینه‌ها به دلیل بحران جهانی در زنجیره تأمین که ناشی از رونق بی‌سابقه هوش مصنوعی است، به‌شدت افزایش یافته‌اند؛ چرا که غول‌های تراشه‌سازی مانند انویدیا حجم عظیمی از حافظه‌های تولیدی را برای پردازنده‌ها و سیستم‌های پیشرفته خود استفاده می‌کنند. اما در شرایطی که غول‌های فناوری مانند اپل و مایکروسافت با پشتوانه مالی مستحکم، اهرم فشار در زنجیره تأمین و میلیون‌ها یا میلیاردها مشتری چنین شرایطی پیدا کرده‌اند، طیف وسیعی از کسب‌وکارهای کوچک‌تر با وضعیت بسیار وخیم‌تری روبه‌رو هستند. بیشتر این شرکت‌ها حاشیه سود بسیار کمی دارند و در اقتصادی که با فشارهای تورمی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نمی‌توانند با اطمینان قیمت محصولات خود را افزایش دهند. برای مثال، شرکت GoPro هشدار داده که پس از افزایش ۸۰ تا ۱۱۵ درصدی هزینه‌های حافظه در پایان سه‌ماهه اول، ممکن است با خطر ورشکستگی روبه‌رو شود. همچنین ارزش سهام شرکت صوتی Sonos نیز به دلیل فشار قیمت حافظه بر حاشیه سود آن، امسال ۲۳ درصد کاهش یافته است. پوپال وضعیت کنونی را یک «بحران وجودی مطلق» برای شرکت‌هایی مانند تولیدکنندگان کوچک گوشی‌های اندرویدی یا بازیگران محلی که دستگاه‌هایی با قیمت زیر ۱۰۰ دلار تولید می‌کنند، توصیف کرده است. این بحران حتی به صنایع دفاعی و تجهیزات شبیه‌ساز مخابراتی نیز سرایت کرده است؛ به‌طوری که شرکت W5 Technologies اعلام کرده قیمت یک سرور مورد نیاز آنها از ۵,۳۷۳ دلار در سال ۲۰۲۰ به نزدیک ۱۵,۰۰۰ دلار رسیده و زمان تحویل قطعات نیز ماه‌ها به تعویق افتاده است.

مدیر 4 ماه قبل
کالا هایی که دیده ایید !
شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.
کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B

حسین نیکوکار

کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B
9 روز پیش خریداری شدهتایید شده