نویسنده: مدیر

1 دقیقه زمان مطالعه

سراب یخی: چرا ایده دیتاسنتر قطبی محکوم به شکست است؟

سراب یخی: چرا ایده دیتاسنتر قطبی محکوم به شکست است؟ اگر تا به حال هنگام اجرای یک بازی سنگین یا ویرایش ویدیو، دستتان را پشت گوشی موبایل یا لپ‌تاپ خود گذاشته باشید، حتماً گرمای شدید آن را حس کرده‌اید. حالا تصور کنید میلیون‌ها عدد از این پردازنده‌ها، بسیار قدرتمندتر و بزرگ‌تر، در یک سوله غول‌پیکر در حال کار هستند تا به سوالات ما در ChatGPT پاسخ دهند یا تصاویر هوش مصنوعی خلق کنند. این سوله‌ها همان «دیتاسنترها» (مراکز داده) هستند و بزرگ‌ترین دشمن آن‌ها یک چیز است: گرما. اخیراً در شبکه‌های اجتماعی، از جمله پستی که توسط صفحه Cybershield 2.O در فیس‌بوک و اینستاگرام منتشر شده، یک ایده جذاب و در نگاه اول نبوغ‌آمیز مطرح شده است: «چرا این دیتاسنترهای داغ و تشنه را به سردترین نقطه زمین، یعنی قطب جنوب یا شمال نبریم؟» ایده‌ای که قاره‌ای پوشیده از یخ را به‌عنوان یک سیستم خنک‌کننده طبیعی و رایگان معرفی می‌کند. اما چرا غول‌های فناوری مانند گوگل، مایکروسافت و آمازون به جای قطب جنوب، میلیاردها دلار خرج می‌کنند تا دیتاسنترهای خود را در شهرها و کشورهای دیگر خنک نگه دارند؟ در این مقاله با بررسی داده‌های موجود و کالبدشکافی این ایده، به شما می‌گوییم چرا رویای «دیتاسنتر قطبی» در واقعیت یک کابوس مهندسی، لجستیکی و زیست‌محیطی است. رویای شیرین یخ‌بندان: چرا این ایده جذاب است؟ برای درک اینکه چرا ایده ساخت دیتاسنتر در قطب تا این حد در اینترنت طرفدار پیدا کرده، باید به دو چالش اساسی دیتاسنترها نگاه کنیم: برق مصرفی برای سرمایش و مصرف آب. سرورهای کامپیوتری برای اینکه ذوب نشوند، به سیستم‌های خنک‌کننده قدرتمندی نیاز دارند. در دیتاسنترهای سنتی، گاهی تا 40% از کل برق مصرفی مجموعه، صرفاً برای روشن نگه داشتن کولرهای گازی غول‌پیکر (Chillers) هزینه می‌شود. علاوه بر این، بسیاری از این سیستم‌ها برای خنک‌سازی به تبخیر آب وابسته‌اند. یک دیتاسنتر متوسط می‌تواند روزانه میلیون‌ها لیتر آب آشامیدنی را تبخیر کند؛ چیزی معادل مصرف آب یک شهر کوچک! حالا قطب جنوب را تصور کنید: دمای هوای بیرون می‌تواند به منفی ۶۰ درجه سانتی‌گراد برسد. در اینجا مفهومی به نام «سرمایش رایگان» (Free Cooling) مطرح می‌شود. یعنی شما فقط کافی است یک پنجره را باز کنید (یا از طریق سیستم‌های تهویه هوای بیرون را به داخل بکشید) تا سرورها خنک شوند. نه نیازی به چیلرهای پرمصرف است و نه هدر رفت میلیون‌ها لیتر آب. در نگاه اول، این یک معامله برد-برد برای اقتصاد و محیط زیست به‌نظر می‌رسد. اما وقتی پای مهندسی در مقیاس کلان به میان می‌آید، قوانین بی‌رحم فیزیک و جغرافیا خودشان را نشان می‌دهند. کابوس اول: اینترنت با لوله‌های مسدود (بحران اتصالات) دیتاسنتر بدون اینترنت، فقط یک انبار پر از آهن و سیلیکون است. تمام ارزش یک دیتاسنتر هوش مصنوعی به این است که بتواند در کسری از ثانیه، ترابایت‌ها اطلاعات را به سراسر جهان مخابره کند. بستر اصلی اینترنت جهان، ماهواره‌ها نیستند، بلکه کابل‌های ضخیم فیبر نوری هستند که در کف اقیانوس‌ها کشیده شده‌اند. برای اینکه شما یک ویدیو را در اینستاگرام ببینید، داده‌ها از طریق این کابل‌های زیردریایی با سرعت نور حرکت می‌کنند. مثال ملموس: فرض کنید اینترنت یک سیستم لوله‌کشی آب است. برای یک دیتاسنتر هوش مصنوعی، شما به شاه‌لوله‌هایی به قطر یک متر نیاز دارید تا حجم عظیم آب (داده) را منتقل کنید. اما در قطب جنوب، تنها چیزی که وجود دارد یک نی نوشیدنی نازک است! قطب جنوب هیچ کابل فیبر نوری تجاری و پرسرعتی که به شبکه جهانی متصل باشد ندارد. ارتباطات ایستگاه‌های تحقیقاتی فعلی از طریق ماهواره‌ها انجام می‌شود. اینترنت ماهواره‌ای (حتی سیستم‌های پیشرفته‌ای مثل استارلینک) برای کارهای روزمره عالی هستند، اما برای پهنای باند وحشتناک و تاخیر بسیار پایینی که دیتاسنترهای تجاری نیاز دارند، به هیچ وجه کافی نیستند. کشیدن کابل‌های فیبر نوری از کف اقیانوس‌های منجمد جنوبی، با توجه به کوه‌های یخی که کف دریا را می‌خراشند، از نظر فنی و اقتصادی تقریباً غیرممکن است. کابوس دوم: دوشاخه را کجا بزنیم؟ (بحران انرژی) دیتاسنترها هیولاهای گرسنه انرژی هستند. یک دیتاسنتر بزرگ هوش مصنوعی می‌تواند به اندازه یک شهر ۵۰ هزار نفری برق مصرف کند (گاهی بیش از 100 مگاوات). در شهرهای توسعه‌یافته، دیتاسنترها به شبکه‌های برق سراسری وصل می‌شوند که از نیروگاه‌های عظیم هسته‌ای، گازی، بادی یا آبی تغذیه می‌کنند. اما در قطب جنوب هیچ «شبکه برق سراسری» وجود ندارد. ایستگاه‌های تحقیقاتی فعلی در قطب، برق خود را از طریق ژنراتورهای دیزلی و کمی هم پنل‌های خورشیدی تامین می‌کنند. برای راه‌اندازی یک دیتاسنتر، شما باید میلیون‌ها گالن سوخت دیزل را با کشتی‌های یخ‌شکن به قطب بیاورید. این کار نه تنها هزینه‌ای نجومی دارد، بلکه تمام ادعاهای «دوستدار محیط زیست بودن» این پروژه (به خاطر کاهش مصرف آب) را با تولید حجم عظیمی از گازهای گلخانه‌ای از بین می‌برد. ساخت سد آبی یا نیروگاه بادی غول‌پیکر در طوفان‌های یخی قطب نیز با تکنولوژی فعلی یک شوخی است. کابوس سوم: سرمای بیش از حد و استهلاک قطعات شاید عجیب به‌نظر برسد، اما هوای خیلی سرد برای سرورها مضر است! لوازم الکترونیکی برای کار در یک بازه دمایی و رطوبتی خاص طراحی شده‌اند. هوای قطب جنوب به شدت خشک است. ورود هوای به شدت سرد و خشک به داخل سالن سرورها، باعث ایجاد الکتریسیته ساکن می‌شود؛ چیزی شبیه به جرقه‌ای که وقتی در زمستان لباس پشمی می‌پوشید و به دستگیره در دست می‌زنید اتفاق می‌افتد. یک جرقه کوچک الکتریسیته ساکن می‌تواند یک بُرد چند هزار دلاری هوش مصنوعی را در کسری از ثانیه بسوزاند. از طرف دیگر، اگر بخواهید هوای قطب را با هوای گرم داخل ترکیب کنید تا دما متعادل شود، با پدیده میعان روبرو می‌شوید. رطوبت هوا تبدیل به قطرات آب شده و روی سرورها می‌نشیند که نتیجه آن اتصالی و نابودی کل سیستم است. مهندسان مجبورند سیستم‌های پیچیده‌ای برای تنظیم رطوبت و پیش‌گرمایش هوای ورودی بسازند که این خود به برق و تجهیزات اضافه نیاز دارد و مزیت «سرمایش کاملاً رایگان» را کمرنگ می‌کند. کابوس چهارم: لجستیک و انسان‌ها در جهنم سفید دیتاسنترها کاملاً خودکار نیستند. آن‌ها به تیمی از مهندسان، تکنسین‌های شبکه، نگهبانان و متخصصان تاسیسات نیاز دارند که به صورت ۲۴ ساعته از سیستم مراقبت کنند. سرورها خراب می‌شوند و هارد درایوها نیاز به تعویض دارند. مثال ملموس: فرض کنید ماشین شما در جاده خراب شده است. اگر در شهر باشید، نیم ساعته یک مکانیک می‌آید. اگر در قطب جنوب باشید و در میانه زمستان یکی از قطعات حیاتی شبکه بسوزد، به‌دلیل طوفان‌های سهمگین و تاریکی مطلق ۶ ماهه، هیچ هواپیما یا کشتی‌ای نمی‌تواند قطعه یدکی را به شما برساند! ساختمان‌سازی در قطب نیازمند انتقال تمام مصالح (از سیمان و فولاد تا کابل و پیچ) با کشتی‌های یخ‌شکن است که هزینه‌های احداث (Capex) را به شکل نجومی بالا می‌برد. کابوس پنجم: قوانین سخت‌گیرانه و پنگوئن‌ها حتی اگر گوگل یا مایکروسافت بتوانند تمام مشکلات مهندسی بالا را با پول حل کنند، با یک دیوار غیرقابل عبور قانونی روبرو هستند: معاهده قطب جنوب این معاهده که در سال ۱۹۵۹ امضا شده و کشورهای زیادی به آن پایبند هستند، قطب جنوب را به‌عنوان یک منطقه حفاظت‌شده علمی و غیرنظامی به رسمیت می‌شناسد. بر اساس این پروتکل‌ها، هرگونه بهره‌برداری تجاری و صنعتی در قطب جنوب اکیداً ممنوع است. ساخت سوله‌های عظیم دیتاسنتر، کشیدن کابل، و راه‌اندازی دیزل ژنراتورهای صنعتی، نقض آشکار قوانین بین‌المللی برای حفظ اکوسیستم بکر قطب و حیات وحش آن (مانند پنگوئن‌ها و فک‌ها) است. راه‌حل جایگزین: منطقه طلایی کشورهای نوردیک با وجود غیرممکن بودن ساخت دیتاسنتر در قطب، نیاز به هوای سرد همچنان وجود دارد. به همین دلیل، همانطور که منبع اینترنتی (Cybershield 2.0) به درستی اشاره کرده است، شرکت‌های بزرگ فناوری به دنبال «مناطق طلایی» رفتند؛ جاهایی که به اندازه کافی سرد هستند، اما تمام زیرساخت‌های انسانی را هم دارند: کشورهای نوردیک (ایسلند، نروژ، سوئد و فنلاند). این کشورها تعادل بی‌نظیری ایجاد کرده‌اند: هوای سرد طبیعی: دمای این کشورها در بیشتر ایام سال به قدری پایین است که می‌توان از سرمایش رایگان استفاده کرد. برق سبز و پایدار: کشورهایی مثل ایسلند و نروژ به شبکه‌های عظیم برق زمین‌گرمایی (Geothermal) و برق‌آبی (Hydroelectric) متصل هستند که برقی ۱۰۰٪ پاک، ارزان و بدون قطعی را برای دیتاسنترها فراهم می‌کنند. زیرساخت اینترنت فوق‌سریع: این کشورها با کابل‌های زیردریایی بسیار پرسرعت به اروپا و آمریکا متصل‌اند. امنیت و ثبات: دسترسی به جاده‌ها، فرودگاه‌ها، قطعات یدکی و نیروی کار متخصص به‌راحتی فراهم است. نتیجه‌گیری ایده انتقال دیتاسنترهای هوش مصنوعی به قطب جنوب، نمونه بارزی از راه‌حل‌هایی است که روی کاغذ بی‌نقص به‌نظر می‌رسند، اما در دنیای واقعی فیزیک و اقتصاد، محکوم به شکست هستند. قطب جنوب برای همیشه یک آزمایشگاه طبیعی برای دانشمندان باقی خواهد ماند. آینده اینترنت و هوش مصنوعی در تسخیر طبیعت خشن نیست، بلکه در همزیستی هوشمندانه با آن در مناطقی است که زیرساخت و طبیعت دست به دست هم داده‌اند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

رکوردشکنی با بلک‌ول؛ کارت گرافیک RTX 5090D انویدیا مرز فرکانس ۴ گیگاهرتز را در هم شکست!

رکوردشکنی با بلک‌ول؛ کارت گرافیک RTX 5090D انویدیا مرز فرکانس ۴ گیگاهرتز را در هم شکست! تیم اورکلاک OGS موفق شد با استفاده از کارت گرافیک سفارشی GALAX HOF OC LAB، فرکانس پردازنده گرافیکی NVIDIA GeForce RTX 5090D را به رکورد خیره‌کننده 4 گیگاهرتز برساند. این اتفاق شاید دیر یا زود رخ می‌داد، اما اکنون با گذشت یک سال و نیم از زمان عرضه، RTX 5090D توانسته سریع‌ترین سرعت کلاک ثبت‌شده روی معماری Blackwell (بلک‌ول) را به نام خود ثبت کند. تیم یونانی OGS این رکورد تماشایی را در پایگاه HWBOT به ثبت رساند. در این اورکلاک از کارت گرافیک GALAX GeForce RTX 5090D استفاده شد؛ البته نه نسخه جدید V2، بلکه نسخه اولیه آن که هسته گرافیکی کاملاً مشابهی با RTX 5090 معمولی دارد (نسخه V2 با هسته و پیکربندی حافظه تقلیل‌یافته عرضه شده بود). این مدل خاص از گالاکس، مجهز به دو کانکتور ۱۶ پین و مدار تغذیه قدرتمند ۳۶ فازی است. خنک‌سازی این هیولا با استفاده از محفظه نیتروژن مایع (LN2) مدل Bitspower Strata و خمیر حرارتی Kryonaut Extreme انجام شده است. تیم OGS در توضیح این دستاورد اعلام کرده که آن‌ها کریستال استاندارد 27 مگاهرتزی روی برد را با برد کلاک خارجی Elmor (یا همان ECB) جایگزین کرده‌اند. این قطعه که مخصوص اورکلاکرهای حرفه‌ای است، اجازه می‌دهد منبع کلاک پیش‌فرض دور زده شده و از یک کلاک مرجع خارجیِ قابل‌تنظیم استفاده شود. با این ترفند سخت‌افزاری، آن‌ها موفق شدند فرکانس پایه را به 28.7 مگاهرتز (افزایش 106.3 درصدی یا به عبارتی 6.3 درصد بالاتر از حالت پایه) برسانند که باعث شد تمام فرکانس‌های مرتبط با پردازنده گرافیکی نیز به همین میزان 6.3 درصد افزایش یابند. این ارتقا شامل حافظه ویدیویی (VRAM) نیز شد و فرکانس آن را از عدد مرجع 1750 مگاهرتز به 1860 مگاهرتز رساند. نکته جالب اینجاست که با استفاده از همین برد ECB، اورکلاکرهای حرفه‌ای می‌توانند فرکانس حافظه‌های GDDR7 را تا 2400 مگاهرتز بالا ببرند؛ یعنی دستیابی به سرعت خارق‌العاده 38.4 گیگابیت‌برثانیه در مقایسه با سرعت استاندارد 28 گیگابیت‌برثانیه در یک کارت RTX 5090 معمولی. در بازگشت به نتیجه رکوردگیری، این کارت گرافیک در بنچمارک مصنوعی GPUPI v3.3 - 32B که کاملاً مبتنی بر پردازش‌های GPU است، تحت فشار قرار گرفت. در اینجا، RTX 5090D توانست به سرعت خیره‌کننده 4002 مگاهرتز (معادل 4 گیگاهرتز) دست پیدا کند، درحالی‌که حافظه آن روی فرکانس 1860 مگاهرتز (نزدیک به 30 گیگابیت‌برثانیه) کار می‌کرد. با این اورکلاک، تیم OGS با ثبت زمان اتمام 35 ثانیه و 377 میلی‌ثانیه، جایگاه نخست این بنچمارک را از آن خود کرد و رکورد قبلی را بیش از یک ثانیه ارتقا داد. کارت RTX 5090D پیش از این نیز در تست‌های بسیاری رکوردشکنی کرده بود؛ بالاترین فرکانس ثبت‌شده پیش از این رکورد، 3.88 گیگاهرتز بود که توسط اورکلاکر معروف، Splave، به دست آمده بود. بنابراین رسیدن به مرز 4 گیگاهرتز یک معیار بسیار چشمگیر محسوب می‌شود که توسط OGS پایه‌گذاری شده است. البته رکورد مطلق بالاترین فرکانس پردازنده گرافیکی همچنان در دست AMD است؛ جایی که کارت گرافیک Radeon RX 9060 XT چند ماه پیش موفق شد به فرکانس 4.769 گیگاهرتز دست یابد. تیم OGS اعلام کرده است که در آینده رکوردهای بنچمارک بیشتری برای نمایش خواهد داشت و ما نیز برای آن‌ها در این مسیر جذاب آرزوی موفقیت می‌کنیم.

مدیر 4 ماه قبل
کالا هایی که دیده ایید !
شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.
کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B

حسین نیکوکار

کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B
9 روز پیش خریداری شدهتایید شده