برچسب: تکنولوژی

1 دقیقه زمان مطالعه

ام‌اس‌آی بی‌سروصدا چهار کارت گرافیک RTX 5060 با تراشه GB205 معرفی کرد

ام‌اس‌آی بی‌سروصدا چهار کارت گرافیک RTX 5060 با تراشه GB205 معرفی کرد گزارش‌ها نشان می‌دهند این شرکت در تعدادی از کارت‌های گرافیک جدید RTX 5060 خود از نسخه تقلیل‌یافته تراشه گرافیکی GB205 به‌جای GB206 استفاده کرده است. به نظر می‌رسد ام‌اس‌آی هنوز برنامه‌های خود برای سری RTX 50 را به پایان نرسانده و اکنون کارت‌های گرافیک جدیدی مبتنی‌بر پردازنده‌های گرافیکی انویدیا به سبد محصولاتش اضافه کرده است. در نگاه اول، معرفی مدل‌های جدید می‌تواند نشانه‌ای از نزدیک‌شدن زمان عرضه سری RTX 50 Super باشد؛ اما درحال‌حاضر، انویدیا به‌دلیل افزایش قیمت حافظه، فروش سری به‌روزشده و آینده خود را متوقف کرده است. در نتیجه، فعلاً باید به همان مدل‌های موجود از خانواده RTX 50 بسنده کنیم؛ خانواده‌ای که بسیاری از تولیدکنندگان همچنان نسخه‌های تازه‌ای از آن را با طراحی‌های بهبودیافته روانه بازار می‌کنند. در همین راستا، ام‌اس‌آی نیز مجموعه محصولات خود در سری GeForce RTX 50 را با مدل‌های جدیدی گسترش داده است. این محصولات را حساب کاربری @unikoshardware شناسایی کرده است. چهار کارت گرافیک جدید GeForce RTX 5060 در وب‌سایت رسمی ام‌اس‌آی مشاهده شده‌اند که همگی در دسته‌بندی تازه‌ای با عنوان V1 قرار گرفته‌اند. نام‌گذاری V1 به تفاوت مهمی میان این مدل‌های جدید و نسخه‌های فعلی RTX 5060 اشاره دارد. براساس بررسی‌های @unikoshardware، کارت‌های گرافیک جدید RTX 5060 به تراشه GB205 مجهز شده‌اند؛ همان تراشه‌ای که در کارت گرافیک GeForce RTX 5070 نیز به کار می‌رود. بااین‌حال، ام‌اس‌آی از نسخه تقلیل‌یافته GB205 استفاده کرده است تا مشخصات فنی این کارت‌ها با نسخه مرجع و استاندارد RTX 5060 مطابقت داشته باشد؛ مدلی که به‌طور معمول از تراشه گرافیکی GB206 بهره می‌برد. این چهار کارت گرافیک در خانواده‌های VENTUS و GAMING عرضه شده‌اند و نسخه‌های اورکلاک‌شده و غیر اورکلاک‌شده را شامل می‌شوند. مدل‌هایی با نام‌های مشابه از قبل در سبد محصولات ام‌اس‌آی حضور داشتند، اما پسوند V1 تفاوت میان نسخه‌های جدید و مدل‌های قبلی را مشخص می‌کند. READ لنوو Legion 2 Pro در دو پیکربندی جدید در دسترس کاربران قرار می‌گیردهر چهار کارت جدید یک ویژگی مشترک دارند که استفاده آن‌ها از تراشه GB205 را تأیید می‌کند: محل نصب مستطیلی‌شکل هسته پردازنده گرافیکی. این نوع طراحی معمولاً در کارت‌های مبتنی‌بر GB205، ازجمله RTX 5070، دیده می‌شود. در مقابل، نسخه‌های معمولی RTX 5060 از محل نصب مربعی‌شکل برای تراشه گرافیکی استفاده می‌کنند؛ موضوعی که با بررسی مدل‌های موجود در فهرست محصولات ام‌اس‌آی نیز به‌وضوح قابل مشاهده است. به‌جز تغییر تراشه گرافیکی و نوع محل نصب آن، ظاهراً تفاوت دیگری میان کارت‌های RTX 5060 معمولی ام‌اس‌آی و نسخه‌های جدید V1 وجود ندارد. ام‌اس‌آی هنوز قیمت و زمان عرضه این مدل‌های جدید را اعلام نکرده است.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

مدیرعامل سابق اینتل: پردازنده‌های گرافیکی انویدیا را مسخره می‌کردیم

مدیرعامل سابق اینتل: پردازنده‌های گرافیکی انویدیا را مسخره می‌کردیم پت گلسینگر، مدیرعامل سابق اینتل، فاش کرد زمانی که اینتل بر صنعت تراشه تسلط داشت و پردازنده‌های مرکزی پایه اصلی دنیای رایانش محسوب می‌شدند، این شرکت پردازنده‌های گرافیکی انویدیا را به سخره می‌گرفت. گلسینگر همچنین درباره وضعیت اینتل پیش از بازگشت خود، دوران همکاری این شرکت با اپل و تأثیر احتمالی تنش‌ها در تایوان بر اقتصاد جهانی صحبت کرد. مدیرعامل سابق اینتل که درحال‌حاضر ارتباط نزدیکی با شرکت رایانش کوانتومی PsiQuantum دارد، معتقد است رایانش کوانتومی می‌تواند پیش از پایان دهه جاری میلادی، صنایع مختلفی را متحول کند. پت گلسینگر توضیح داد که استیو جابز، بنیان‌گذار اپل، تا چه اندازه آینده‌نگر بود این گفت‌وگو با بحث میان مدیرعامل سابق اینتل و مجری پادکست All-In درباره وضعیت این شرکت پیش از آغاز مدیریت گلسینگر و دوره همکاری آن با اپل شروع شد. گلسینگر از راهبرد اینتل برای پرداخت ۱۰۰ میلیارد دلار سود سهام انتقاد کرد و گفت این تصمیم از سوی مدیرانی با پیشینه تجاری گرفته شده بود، نه مدیرانی با سابقه فنی. او گفت: «در پنج یا شش سال پیش از بازگشت من، اینتل ۱۰۰ میلیارد دلار به سهام‌داران پرداخت کرد.» گلسینگر در ادامه افزود: «برای اینکه ۱۰۰ میلیارد دلار دیگر در ترازنامه داشتم، حاضر بودم هر کاری انجام دهم.» او درباره وضعیت کارخانه‌های اینتل هنگام بازگشت خود نیز گفت: «وقتی به اینتل رسیدم، این شرکت یک دهه بود که کارخانه جدیدی نساخته بود. با خود می‌گویید چطور ممکن است چیزی نسازید؟ چطور ممکن است دستگاه‌های EUV خریداری نکنید؟» به گفته گلسینگر، تنها فردی با پیشینه فنی می‌توانست ضرورت خرید ماشین‌آلات جدید و ساخت کارخانه‌ها را درک کند؛ زیرا شرایط اقتصادی مرتبط با چنین سرمایه‌گذاری‌هایی در ظاهر مساعد نبود. READ تغییر سیاست‌های گوگل در هند؛ استفاده از سرویس‌های پرداخت شخص ثالث در پلی‌استور ممکن می‌شوداو همچنین همکاری خود با استیو جابز، هم‌بنیان‌گذار اپل، را به یاد آورد و از او با صفت‌های «شگفت‌انگیز» و «بی‌رحم» یاد کرد. اپل در سال ۲۰۰۵ تصمیم گرفت برای کامپیوترهای خود به پردازنده‌های اینتل مهاجرت کند و گلسینگر از این تغییر برای نشان‌دادن آینده‌نگری جابز استفاده کرد. او فاش کرد که جابز از مدت‌ها قبل روی روش‌هایی برای انتقال سیستم‌عامل مک از تراشه‌های خانواده PowerPC به پردازنده‌های اینتل کار کرده بود: «اولین گفت‌وگوی خود با استیو درباره انتقال سیستم‌عامل از تراشه Power که پیش از مهاجرت به اینتل استفاده می‌کردند، به پردازنده اینتل را به یاد دارم. ما به توانمندی‌های نرم‌افزاری مرتبط با تراشه‌ها، کامپایلرها و سیستم‌عامل‌های خود بسیار افتخار می‌کردیم. بنابراین گفتیم: استیو، به شما کمک می‌کنیم سیستم‌عامل را به معماری x86 منتقل کنید.» گلسینگر در ادامه گفت: «به یاد دارم که استیو پاسخ داد در چهار نسخه اخیر روی این موضوع کار می‌کنم. او فناوری‌های اصلی داخل اپل را برای اتفاقی که ممکن بود در آینده رخ دهد، آماده کرده بود.» جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، گلسینگر را به یاد استیو جابز می‌اندازد در آن زمان، اینتل رهبر بازار تولید تراشه بود و محصولات آن نیز نقشی اساسی در صنعت رایانش جهان داشتند. گلسینگر هنگام توضیح اینکه مدیران بزرگ چگونه به‌تدریج فناوری‌های بزرگی می‌سازند، رویکرد گذشته اینتل در برابر انویدیا و پردازنده‌های گرافیکی آن را یادآوری کرد. او درباره جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، گفت: «جنسن در آن زمان صرفاً ماشین‌هایی با توان عملیاتی بالا برای رایانش با عملکرد بالا می‌ساخت.» گلسینگر افزود: «زمانی که در اینتل از نظر پردازنده‌های مرکزی در اوج قدرت خود قرار داشتیم، تا حدی ماشین‌های او را به سخره می‌گرفتیم. می‌گفتیم این‌ها دستگاه‌های گرافیکی هستند و تعدادی گیمر می‌خواهند از چنین محصولاتی استفاده کنند.» READ اپل در دادگاهی علیه VirnetX شکست خورداو توضیح داد که روند بهبود تدریجی محصولات انویدیا باعث شد جنسن هوانگ از برخی جهات به استیو جابز شباهت پیدا کند: «اما وقتی آن‌ها ساخت یک پشته نرم‌افزاری واقعی را برای این محصولات آغاز کردند، شرایط تغییر کرد. CUDA، فناوری SIMT، چندریسمانی و موارد دیگر به‌تدریج کمی بهتر و باز هم بهتر شدند. این رویکرد از بعضی جهات تا حدی شبیه کاری بود که جابز انجام می‌داد.» به گفته گلسینگر، گسترش کاربرد پردازنده‌های گرافیکی و تبدیل‌شدن آن‌ها از محصولاتی صرفاً مخصوص بازی به ابزارهایی برای رایانش با عملکرد بالا، زمانی آغاز شد که «متخصصان عجیب‌وغریب ژاپنی حوزه HPC گفتند شاید بتوانیم این کارت‌های گرافیکی را برداریم و استفاده از آن‌ها را در رایانش با عملکرد بالا آغاز کنیم.» مدیرعامل سابق اینتل معتقد است پیشرفت‌های رایانش کوانتومی بسیار نزدیک هستند یکی از بحث‌های مهم درباره اینتل، توانایی این شرکت برای رقابت با شرکت تایوانی TSMC است. TSMC بزرگ‌ترین تولیدکننده قراردادی تراشه در جهان به شمار می‌رود. گلسینگر گفت زمانی که مدیریت اینتل را برعهده گرفت، TSMC تا پنج برابر اینتل ویفر تولید می‌کرد. او این بار درباره این موضوع صحبت کرد که محاصره تایوان از سوی چین چگونه می‌تواند اقتصاد جهانی را در مدت تنها سه هفته مختل کند: «جزیره تایوان کمتر از سه هفته ذخیره انرژی دارد. دو هفته پیش مقاله مفصلی در وال‌استریت ژورنال درباره این موضوع منتشر شد؛ کمتر از سه هفته ذخیره انرژی. همین مسئله باید لرزه بر اندام همه بیندازد؛ زیرا سه هفته پس از آغاز محاصره، برق جزیره با اختلال گسترده روبه‌رو می‌شود.» او ادامه داد: «وقتی فعالیت یک کارخانه تولید تراشه را متوقف می‌کنید، راه‌اندازی مجدد آن ۹۰ روز زمان می‌برد. تأثیر اقتصادی قطع برق تایوان بر جهان از رکود بزرگ نیز شدیدتر خواهد بود. حتی لازم نیست کار دیگری انجام دهید یا گلوله‌ای شلیک شود. کافی است بگویید بسیار خوب، سه هفته انرژی وجود نخواهد داشت؛ گاز طبیعی مایع یا LNG هم در دسترس نیست، درحالی‌که جزیره با آن اداره می‌شود.» گلسینگر افزود: «این موضوع از نظر من ترسناک است. ما به زنجیره‌های تأمین تاب‌آورتری در ارتباط با این مسئله نیاز داریم.» صرف‌نظر از اینکه چنین محاصره‌ای واقعاً اتفاق می‌افتد یا خیر، مدیرعامل سابق اینتل معتقد است با توجه به اینکه چین طی چهار سال گذشته هفت بار تنگه تایوان را محاصره کرده است، احتمال وقوع یک محاصره دیگر صرفاً یک نظریه نیست. READ انجمن فین‌تک: انحصار مجوز شرکت‌های پرداخت با رأی شورای رقابت شکسته شددرنهایت، گلسینگر که اکنون ارتباط نزدیکی با شرکت PsiQuantum دارد، معتقد است پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه رایانش کوانتومی بسیار نزدیک هستند. او گفت: «خواهیم توانست کارهایی را آغاز کنیم که امروز امکان محاسبه آن‌ها وجود ندارد. در شیمی و زیست‌شناسی، مسائلی وجود خواهند داشت که امروزه نمی‌توان آن‌ها را محاسبه کرد. برخی از کاربردهای ساده‌تر نیز به حوزه لجستیک مربوط می‌شوند؛ جایی که می‌توانم بهترین راه‌حل برای رساندن یک کالا به شما را محاسبه کنم.» گلسینگر افزود: «در همین دهه، نتایج برتری کوانتومی را در چندین صنعت مشاهده خواهیم کرد. می‌دانیم چگونه کیوبیت بسازیم، می‌دانیم چگونه خطاهای کیوبیت‌ها را اصلاح کنیم و اکنون الگوریتم‌های مرتبط با رایانش کوانتومی را نیز در اختیار داریم. حالا مسئله صرفاً به توسعه مهندسی در مقیاس وسیع مربوط می‌شود.» او در پایان گفت: «پیش‌بینی من این است که پیش از سال ۲۰۳۰ به نتایج معناداری دست پیدا خواهیم کرد.»

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

انویدیا از پردازنده‌های جدید Jetson Thor برای هوش مصنوعی فیزیکی و ربات‌های انسان‌نما رونمایی کرد

انویدیا از پردازنده‌های جدید Jetson Thor برای هوش مصنوعی فیزیکی و ربات‌های انسان‌نما رونمایی کرد شرکت انویدیا از پردازنده‌های کاملاً جدید خود در خانواده Jetson Thor رونمایی کرد. این پردازنده‌ها که با نام‌های Jetson Thor T3000 و T2000 شناخته می‌شوند، دسترسی به هوش مصنوعی لبه (Edge AI)، ربات‌های انسان‌نما و فناوری‌های رباتیک جریان اصلی را در بازار گسترش خواهند داد. پیش از این و با ورود «جنسن هوانگ» به ژاپن، گمانه‌زنی‌هایی درباره اخبار بزرگ در حوزه هوش مصنوعی فیزیکی مطرح شده بود و اکنون انویدیا با معرفی دو مدل Thor T3000 و T2000 به این انتظارات پاسخ داده است. T3000 و T2000 که بر پایه پلتفرم قدرتمند NVIDIA Jetson AGX Thor توسعه یافته‌اند، برای هدایت اپلیکیشن‌های رباتیک بازار انبوه و هوش مصنوعی لبه در مقیاس بزرگ طراحی شده‌اند. مشخصات فنی انویدیا Jetson Thor T3000 و T2000 مدل Jetson Thor T3000 نسخه بهینه‌شده و ساده‌تر مدل پرچمدار این خانواده یعنی Thor T5000 است. این ماژول توان پردازش هوش مصنوعی خیره‌کننده ۸۶۵ ترافلاپس را در فرمت FP4 ارائه می‌دهد، در‌حالی‌که اندازه و مصرف توان آن تقریباً نصف مدل T5000 است. تراشه Thor T3000 به پردازنده گرافیکی با معماری Blackwell، تا ۸ هسته پردازشی Arm Neoverse، اتصالات 25 GbE و و ۳۲ گیگابایت حافظه رم LPDDR5X با پهنای باند ۲۷۳ گیگابایت‌بر‌ثانیه مجهز شده است. انویدیا ادعا می‌کند T3000 در بارهای کاری چندوجهی مانند مدل‌های زبانی بزرگ (LLM)، مدل‌های بینایی-زبانی (VLM) و مدل‌های پایه جهانی، عملکرد استنتاجی مشابه با T5000 ارائه می‌دهد و با ایجاد یک پلتفرم متوازن، مانع از افزایش هزینه‌های حافظه می‌شود. توان مصرفی این پلتفرم ۷۰ وات است. در سمت دیگر، مدل Jetson Thor T2000 قرار دارد که ۴۰۰ ترافلاپس توان پردازشی FP4 را در کنار ۱۶ گیگابایت حافظه رم ارائه می‌دهد. هدف این پلتفرم، ارائه‌ یک راهکار اقتصادی و سطح‌پایه برای ایجنت‌های هوش مصنوعی بینایی، ربات‌های متحرک خودگردان و عملیات‌های مختلف مبتنی بر هوش مصنوعی است. توان مصرفی این نسخه نیز ۴۰ وات اعلام شده است. با اضافه شدن این دو عضو جدید، نقشه راه محصولات خانواده Jetson AGX Thor کامل شده و تمامی بخش‌ها از کامپیوترهای سطح‌پایه اورین (Orin) تا پلتفرم‌های بالارده Jetson Thor را پوشش می‌دهد. READ دولت کره جنوبی و وضع قوانینی سخت گیرانه در رابطه با امنیت تلفن های هوشمند غول‌های فناوری متعددی از جمله بوستون داینامیکس، آمازون رباتیکس، تسلا، شرکت‌های Agility و Agile Robots از جمله شرکت‌هایی هستند که از این راهکارها برای پیشبرد مرزهای هوش مصنوعی فیزیکی استفاده می‌کنند. انویدیا علاوه‌بر سخت‌افزار، از قابلیت‌های نرم‌افزاری جدیدی تحت عنوان «مهارت‌های ایجنت Jetson» رونمایی کرده است. توسعه‌دهندگان به کمک این ابزار می‌توانند کل پشته نرم‌افزاری را بهینه‌سازی کنند که این امر به صرفه‌جویی بسیار زیاد در مصرف حافظه منجر می‌شود. این بهینه‌سازی به مشتریان اجازه می‌دهد به یک رده سخت‌افزاری (SKU) پایین‌تر کوچ کنند و در هزینه‌ها و مصرف انرژی خود صرفه‌جویی نمایند. انویدیا نمونه‌های متعددی را نشان داده که در آنها، دستگاه Jetson AGX Orin در کاربری‌های صنعتی و انسان‌نما توانسته با کاهش ۵۰ درصدی مصرف حافظه، همان نتایج قبلی را ارائه دهد. ماژول Jetson Thor T3000 از همین ماه در حالت شبیه‌سازی به همراه نسخه ۷.۲.۱ نرم‌افزار JetPack در دسترس خواهد بود، درحالی‌که مدل T2000 در آپدیت‌های نرم‌افزاری آینده ارائه می‌شود. عرضه رسمی و تجاری هر دو ماژول برای سه‌ماهه‌ اول سال ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

اپل به‌دنبال خرید شرکت‌های سازنده تراشه هوش مصنوعی است

اپل به‌دنبال خرید شرکت‌های سازنده تراشه هوش مصنوعی است براساس گزارش‌های جدید، اپل که معمولاً سابقه خریدهای بزرگ ندارد، اکنون درحال بررسی خرید شرکت‌های فعال در حوزه توسعه تراشه‌های هوش مصنوعی است تا توان پردازشی زیرساخت‌های هوش مصنوعی خود را تقویت کند. گفته می‌شود این شرکت با تولیدکنندگان نیمه‌رسانا و بانکداران درباره خریدهای احتمالی برای ارتقای سرورهای خود وارد مذاکره شده است. به گزارش The Information، اپل در سرورهایی که از تراشه‌های M2 Ultra استفاده می‌کنند، با مشکلات عملکردی مواجه شده است. این تراشه‌ها برای برخی وظایف هوش مصنوعی به کار گرفته می‌شوند، اما پردازش‌های سنگین‌تر، ازجمله برای مدل جمینتای که پشت قابلیت‌های هوش مصنوعی سیری قرار دارد، ظاهراً با استفاده از تراشه‌های انویدیا روی زیرساخت ابری گوگل انجام می‌شود. اپل ظاهراً تلاش کرده از سرورهای اختصاصی خود برای این منظور استفاده کند، اما زیرساخت فعلی این شرکت پاسخگوی نیازها نبوده است. تراشه‌های فعلی اپل پاسخگوی نیاز هوش مصنوعی شرکت نیستند بلومبرگ نیز این هفته گزارش داد که تراشه سرور مبتنی بر M7 Ultra تا سال ۲۰۲۹ آماده نخواهد شد، اما اپل به‌زودی زیرساخت خود را با تراشه‌های M5 Ultra ارتقا می‌دهد. همچنین ظاهراً اپل قصد داشته امسال از تراشه سرور نسل بعدی خود با اسم رمز «Baltra» رونمایی کند، اما این برنامه به تعویق افتاده است. کوپرتینویی‌ها هفته گذشته نیز قراردادی به ارزش ۳۰ میلیارد دلار با برادکام امضا کردند تا از این شرکت تراشه تأمین کنند. تخصص اپل در طراحی تراشه عمدتاً به محصولات مصرفی محدود می‌شود، بنابراین تلاش این شرکت برای جذب توانمندی‌های بیشتر در حوزه تراشه‌های سرور چندان دور از انتظار نیست. اپل در سال ۲۰۰۸ با خرید شرکت PA Semi به ارزش ۲۷۸ میلیون دلار وارد توسعه تراشه‌های اختصاصی شد، اما به‌طور کلی سابقه خریدهای بزرگ ندارد. این شرکت امسال استارتاپ هوش مصنوعی Q.ai را با قیمتی نزدیک به ۲ میلیارد دلار خریداری کرد که پس از خرید ۳ میلیارد دلاری Beats، دومین خرید بزرگ تاریخ اپل محسوب می‌شد. READ در سری آیفون 15 می‌توان حداکثر شارژ باتری را به 80 درصد محدود کردبا توجه به اهمیت روزافزون تراشه‌ها در صنعت هوش مصنوعی، احتمال دارد اپل برای خرید شرکت‌های فعال در این حوزه ناچار به پرداخت مبالغ بالایی شود. البته این شرکت از نظر منابع مالی محدودیتی ندارد؛ زیرا تا پایان ماه مارس، حدود ۴۵.۶ میلیارد دلار وجه نقد و معادل آن در اختیار داشته است.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

مرگ تدریجی قانون مور: وقتی فیزیک کوانتوم به کابوس مهندسان سیلیکون‌ولی تبدیل شد

مرگ تدریجی قانون مور: وقتی فیزیک کوانتوم به کابوس مهندسان سیلیکون‌ولی تبدیل شد مقدمه: ضربان قلبی که جهان مدرن را کوک کرد در تاریخ نوزدهم آوریل سال 1965 میلادی، مجله «الکترونیکس» (Electronics) مقاله‌ای نسبتاً کوتاه از یک مهندس سی و شش ساله به نام گوردون مور (Gordon Moore) منتشر کرد. مور که سه سال بعد شرکت افسانه‌ای اینتل (Intel) را پایه‌گذاری کرد، در این مقاله پیش‌بینی جسورانه‌ای انجام داد: تعداد ترانزیستورهای روی یک مدار مجتمع (Microchip) هر سال (که بعدها به هر 18 تا 24 ماه اصلاح شد) تقریباً 2 برابر خواهد شد، در حالی که هزینه تولید آن‌ها کاهش می‌یابد. این پیش‌بینی ساده، به چیزی بیش از یک نظریه مهندسی تبدیل شد؛ این جمله به «قانون مور» معروف گشت و به عنوان ضربان قلب تپنده سیلیکون‌ولی، مسیر تکامل بشریت را در نیم قرن آینده دیکته کرد. به لطف این قانون بود که ما از کامپیوترهای غول‌پیکری که فضایی به اندازه یک اتاق کامل را اشغال می‌کردند، به گوشی‌های هوشمندی رسیدیم که در جیب جا می‌شوند و قدرت پردازشی میلیاردها برابر بیشتر از کامپیوترهای آپولو 11 دارند. اما هیچ مهمانی‌ای تا ابد ادامه نمی‌یابد. امروز، در اواسط دهه 2020 میلادی، صنعت نیمه‌رسانا با واقعیتی تلخ و گریزناپذیر روبرو شده است. مهندسانی که دهه‌ها با کوچک کردن ترانزیستورها معجزه می‌کردند، اکنون به دیواری سخت به نام «قوانین فیزیک بنیادین» برخورد کرده‌اند. داستان مرگ تدریجی قانون مور، قصه نبرد حماسی ذهن انسان با محدودیت‌های اتمی و کوانتومی است؛ نبردی که در آن، هر نانومتر با خون، عرق و میلیاردها دلار سرمایه فتح می‌شود. فصل اول: عصر طلایی کوچک‌سازی و ترانزیستورهای جادویی برای درک عمق بحران کنونی، باید ابتدا آناتومی یک پردازنده را به زبان ساده بشکافیم. پردازنده کامپیوتر یا گوشی شما، اساساً شهری مینیاتوری متشکل از میلیاردها کلید قطع و وصل جریان برق است. به این کلیدها «ترانزیستور» می‌گویند. وظیفه ترانزیستور بسیار ساده است: روشن بودن (نماد 1) و خاموش بودن (نماد 0). تمام دنیای دیجیتال، از پیام‌های متنی شما تا گرافیک خیره‌کننده بازی‌های ویدیویی و هوش مصنوعی، بر پایه همین صفر و یک‌ها ساخته شده است. در طول چهار دهه، صنعت پردازنده از قانونی به نام «مقیاس‌پذیری دنارد» (Dennard Scaling) پیروی می‌کرد. این قاعده فیزیکی که در سال 1974 مطرح شد، می‌گفت هرچه ترانزیستورها کوچکتر شوند، ولتاژ کمتری برای روشن و خاموش شدن نیاز دارند و در نتیجه، سرعت پردازنده بالا رفته و مصرف انرژی آن بهینه می‌شود. این یک بازی برد-برد مطلق بود. شرکت‌هایی مانند اینتل، ای‌ام‌دی (AMD) و بعدها تی‌اس‌ام‌سی (TSMC)، هر دو سال یک‌بار نسل جدیدی از پردازنده‌ها را با ترانزیستورهای کوچکتر معرفی می‌کردند. از ابعاد میکرومتری در دهه 80، به فناوری‌های 90 نانومتری، 45 نانومتری و در نهایت 14 نانومتری رسیدیم. به نظر می‌رسید مهندسان سیلیکون‌ولی در حال بازی با کدهای تقلب کیهان هستند. اما طبیعت همیشه آخرین حرف را می‌زند. Gordon Moore and Moore's Law فصل دوم: کابوس اتمی و پدیده تونل‌زنی کوانتومی مشکل از جایی شروع شد که ابعاد ترانزیستورها به طرز وحشتناکی به اندازه خود اتم‌ها نزدیک شد. برای درک این مقیاس، در نظر بگیرید که قطر یک تار موی انسان حدود 80000 تا 100000 نانومتر است. امروزه ما در حال صحبت درباره ترانزیستورهایی هستیم که گیت (دروازه کنترل‌کننده جریان الکترون) در آن‌ها تنها چند نانومتر ضخامت دارد؛ یعنی به معنای واقعی کلمه، عرض این دروازه تنها از چند ده اتم سیلیکون تشکیل شده است! READ مدیاتک تراشه Kompanio 900T را برای تبلت‌‌ها و لپ‌تاپ‌ها معرفی کرداینجا بود که مهندسان با پدیده‌ای ترسناک در فیزیک روبرو شدند: «تونل‌زنی کوانتومی» (Quantum Tunneling). در فیزیک کلاسیک، ترانزیستور شبیه به یک شیر آب است. وقتی شیر را می‌بندید (حالت خاموش)، جریان آب متوقف می‌شود. اما در ابعاد زیر 10 نانومتر، فیزیک کلاسیک فرو می‌ریزد و قوانین عجیب مکانیک کوانتوم حاکم می‌شود. در این ابعاد، الکترون‌ها دیگر مانند توپ‌های بیلیارد رفتار نمی‌کنند که به در بسته برخورد کنند و متوقف شوند؛ بلکه آن‌ها طبیعت موجی پیدا می‌کنند. تونل‌زنی کوانتومی به زبان ساده یعنی الکترون با دیدن یک دیوار نازک (گیت ترانزیستور در حالت خاموش)، به جای توقف، از داخل دیوار «تونل» می‌زند و در طرف دیگر ظاهر می‌شود! این یعنی کلید خاموش، دیگر کاملاً خاموش نیست. ترانزیستور شروع به نشتی جریان (Leakage) می‌کند. وقتی شما میلیاردها ترانزیستور در حال نشتی روی یک تراشه به اندازه ناخن انگشت خود داشته باشید، نتیجه یک فاجعه حرارتی است. تراشه به جای پردازش اطلاعات، به یک بخاری برقی مینیاتوری تبدیل می‌شود. این محدودیت فیزیکی، اولین میخ بر تابوت قانون مور بود. Gordon Moore and Moore's Law فصل سوم: دیوار حرارتی و سیلیکون تاریک (Dark Silicon) به دلیل همین نشتی‌های کوانتومی و مقاومت الکتریکی سیم‌های فوق‌باریک مسی در داخل تراشه، پدیده‌ای به نام «دیوار حرارتی» (Thermal Wall) در اوایل دهه 2000 میلادی ظاهر شد. تا پیش از آن، شرکت‌ها با کوچک شدن ترانزیستورها، فرکانس پردازنده (Clock Speed) را به شدت بالا می‌بردند. به سرعت از 1 گیگاهرتز به 2 و 3 گیگاهرتز رسیدیم. اما ناگهان در حدود 4 تا 5 گیگاهرتز، رشد متوقف شد. تراشه‌ها به قدری داغ می‌شدند که اگر با همان سرعت قبلی پیش می‌رفتند، دمای سطح پردازنده از دمای سطح خورشید فراتر می‌رفت! در اینجا مفهوم تلخی به نام «سیلیکون تاریک» (Dark Silicon) متولد شد. READ نسخه آزمایشی فایرفاکس برای لپ‌تاپ‌های ویندوز 10 با پردازنده ARM منتشر شدسیلیکون تاریک به این معناست که اگرچه مهندسان توانسته‌اند میلیاردها ترانزیستور را روی یک چیپ جای دهند، اما نمی‌توانند همه آن‌ها را به طور همزمان روشن کنند، زیرا تراشه از شدت گرما ذوب خواهد شد. بنابراین، در هر لحظه، بخش بزرگی از سیلیکون روی پردازنده باید خاموش (تاریک) بماند تا حرارت دفع شود. این یعنی ما ترانزیستورهای بیشتری داریم، اما نمی‌توانیم از تمام پتانسیل آن‌ها استفاده کنیم. فصل چهارم: معجزه‌های معماری؛ از FinFET تا GAAFET با رسیدن به بن‌بست کوانتومی و حرارتی، مهندسان تسلیم نشدند. آن‌ها معماری تخت (Planar) ترانزیستورها را که از دهه 60 میلادی ثابت بود، دور انداختند و به بعد سوم روی آوردند. در سال 2011، اینتل با معرفی ترانزیستورهای سه‌بعدی به نام FinFET (ترانزیستور اثر میدانی باله‌دار) جهان را شگفت‌زده کرد. در این معماری، کانال عبور الکترون‌ها از حالت یک سطح صاف خارج شد و مانند باله یک کوسه به سمت بالا آمد. گیت کنترل‌کننده توانست این باله را از سه طرف در آغوش بگیرد. این کار باعث شد کنترل بر جریان الکترون‌ها به شدت افزایش یابد و نشتی کوانتومی مهار شود. فناوری FinFET توانست قانون مور را برای یک دهه دیگر زنده نگه دارد و ما را به گره‌های پردازشی 7 و 5 نانومتری رساند. اما در ابعاد 3 نانومتر و کوچکتر، حتی FinFET هم پاسخگو نبود. الکترون‌ها دوباره شروع به فرار کردند. این بار، شرکت‌هایی نظیر سامسونگ و تی‌اس‌ام‌سی به سراغ معماری پیچیده‌تری به نام GAAFET (گیت همه‌جانبه) رفتند. در این روش، کانال‌های عبور الکترون به شکل نوارهای نانومتری درآمده و گیت مانند یک تونل، کاملاً دور تا دور آن‌ها را می‌پوشاند تا الکترون‌ها هیچ راه فراری نداشته باشند. تولید چنین ساختارهای ظریفی در سطح اتمی، یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ مهندسی بشر محسوب می‌شود. فصل پنجم: قانون دوم مور و دستگاه‌های 300 میلیون دلاری مرگ قانون مور تنها ریشه فیزیکی ندارد؛ بلکه اقتصادی نیز هست. گوردون مور قانونی دوم نیز داشت که کمتر شنیده شده است (معروف به قانون راک). این قانون می‌گوید هزینه ساخت کارخانه‌های تولید تراشه (Fab) هر چهار سال دو برابر می‌شود. امروزه، چاپ ترانزیستورهای 3 نانومتری نیازمند دستگاه‌های فوتولیتوگرافی فرابنفش فرین (EUV) است. تنها یک شرکت در جهان به نام ASML در هلند قادر به ساخت این غول‌های مکانیکی است. هر دستگاه EUV به اندازه یک اتوبوس است، بیش از 100000 قطعه دارد و قیمت آن مرز 300 میلیون دلار را رد کرده است! READ هوآوی چیپست کایرین 970 را عامل برتری خود در مقابل اپل و سامسونگ می داندساخت یک کارخانه جدید تولید پردازنده در لبه تکنولوژی، امروز بین 15 تا 20 میلیارد دلار هزینه دارد. این ارقام نجومی باعث شده تا از ده‌ها شرکت تولیدکننده سیلیکون در دهه 90، امروز تنها سه غول بزرگ در خط مقدم باقی بمانند: TSMC، سامسونگ و اینتل. هزینه تحقیق و توسعه به قدری سرسام‌آور شده که کوچک‌سازی بیشتر، دیگر از نظر اقتصادی برای بسیاری از کاربردها منطقی نیست. فصل ششم: استراتژی‌های بقا در دوران پسا-مور با کند شدن روند کوچک‌سازی، صنعت متوجه شد که اتکا به پردازنده‌های همه‌کاره (CPU) دیگر جوابگو نیست. ما وارد عصر «محاسبات ناهمگن» (Heterogeneous Computing) شده‌ایم. امروزه به جای ساخت یک پردازنده غول‌پیکر و گران‌قیمت یکپارچه، شرکت‌هایی مانند AMD و اینتل از معماری «چیپلت» (Chiplet) استفاده می‌کنند. در این روش، پردازنده بزرگ به قطعات کوچکتر (چیپلت) تقسیم می‌شود که هر کدام می‌توانند با فناوری‌های متفاوتی ساخته شوند و سپس با استفاده از پکیجینگ پیشرفته سه‌بعدی به هم متصل گردند. این کار هزینه‌ها را به شدت کاهش داده و محدودیت‌های فیزیکی را دور می‌زند. علاوه بر این، ظهور سخت‌افزارهای تخصصی مانند شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی (NPU)، واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) بسیار قدرتمند و تراشه‌های اختصاصی (مانند TPU گوگل یا سیلیکون‌های اختصاصی اپل M-Series)، نشان می‌دهد که آینده از آنِ طراحی‌های هوشمندانه‌تر است، نه صرفاً ترانزیستورهای ریزتر. جمع‌بندی: پایانی برای یک آغاز قانون مور نمرده است، بلکه تکامل یافته است. شاید دیگر نتوانیم با همان سرعت دیوانه‌وار دهه 90، ابعاد ترانزیستورها را نصف کنیم و به دیوارهای فیزیک کوانتوم برخورد کرده باشیم؛ اما عطش انسان برای قدرت پردازشی متوقف نشده است. همان‌طور که عصر موتورهای بخار جای خود را به موتورهای احتراق داخلی داد، عصر طلایی سیلیکون سنتی نیز در حال واگذاری میدان به معماری‌های سه‌بعدی، پکیجینگ‌های پیچیده، فوتونیک (پردازش با نور) و در نهایت کامپیوترهای کوانتومی است. مهندسان به ما نشان داده‌اند که وقتی دری در فیزیک بسته می‌شود، آن‌ها دیوار را برای یافتن پنجره‌ای جدید خراب می‌کنند. پایان معماری‌های سنتی سیلیکون، کابوسی بود که مهندسان را بیدار کرد تا رویاهای بزرگتر و عجیب‌تری برای آینده فناوری ببینند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

نرم‌افزار HWMonitor قابلیت نمایش دمای Hotspot را به سری RTX 50 بازگرداند

نرم‌افزار HWMonitor قابلیت نمایش دمای Hotspot را به سری RTX 50 بازگرداند با وجود اینکه انویدیا اندازه‌گیری دمای «Hotspot» (داغ‌ترین نقطه تراشه) را از کارت‌های گرافیک سری «بلک‌ول» (GeForce RTX 50) حذف کرده بود، توسعه‌دهندگان CPUID در جدیدترین به‌روزرسانی ابزار محبوب خود، این قابلیت حیاتی را بازگردانده‌اند. نرم‌افزار HWMonitor در نسخه ۱.۶۵ با دو حسگر جدید وارد عمل شد اگرچه انویدیا نمایش دمای Hotspot را در کارت‌های گرافیک سری RTX 50 متوقف کرده بود، اما حسگرهای مربوط به آن همچنان در سخت‌افزار وجود داشتند. پیش‌تر شاهد بودیم که سازندگان ماد با اعمال تغییرات نرم‌افزاری موفق به فعال‌سازی مجدد این قابلیت شدند؛ اقدامی که نشان داد برخی از کارت‌های گرافیک با وجود گزارش دمای میانگین عادی، به‌دلیل دمای بالای Hotspot دچار کاهش عملکرد حرارتی (Thermal Throttling) می‌شدند. این کارت‌های گرافیک به دلیل دمای بیش از حد در نقاط داغ تراشه، دچار افت عملکرد در بازی‌ها می‌شدند. این تجربه ثابت کرد که حسگرها وجود دارند، اما بنا به دلایلی که هنوز از سوی انویدیا اعلام نشده، توسط این شرکت غیرفعال شده بودند. از آنجایی که نظارت بر دمای Hotspot برای اطمینان از تماس صحیح کولر با تراشه و تشخیص علل کاهش عملکرد حرارتی ضروری است، نیاز کاربران به ابزاری برای اندازه‌گیری این دما کاملاً احساس می‌شد. خوشبختانه، تیم CPUID در نسخه ۱.۶۵ نرم‌افزار رسمی HWMonitor این امکان را فراهم کرده است. طبق یادداشت‌های انتشار این نسخه، کاربران اکنون می‌توانند دمای Hotspot را در کارت‌های گرافیک سری GeForce RTX 50 اندازه‌گیری کنند؛ قابلیتی که در نسخه‌های قبلی غیرممکن بود. اکنون علاوه‌بر مشاهده دمای میانگین GPU و VRAM، کاربران می‌توانند به‌صورت لحظه‌ای و مستقیم از طریق این نرم‌افزار، دمای داغ‌ترین نقاط کارت خود را زیر نظر بگیرند. کاربری با نام @d9cTB تصویری از رابط کاربری جدید منتشر کرده که نشان می‌دهد دو خوانش متفاوت برای دمای Hotspot نمایش داده می‌شود. به‌نظر می‌رسد یکی از این دماها مربوط به تراشه گرافیکی (GPU) و دیگری مربوط به مدار رگولاتور ولتاژ (VRM) است. گنجاندن هر دو شاخص بسیار کاربردی است و به کاربران اجازه می‌دهد به‌سادگی تشخیص دهند که آیا کارت گرافیک آن‌ها به‌دلیل داغ شدن بیش از حد مدار تغذیه یا خودِ تراشه، دچار محدودیت عملکرد می‌شود یا خیر. امید است سایر سازندگان ابزارهای نظارتی نیز این قابلیت را به نرم‌افزارهای خود اضافه کنند.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

قراردادهای بزرگ AMD و انویدیا با اینتل برای تولید تراشه نهایی شد

قراردادهای بزرگ AMD و انویدیا با اینتل برای تولید تراشه نهایی شد طبق گزارش‌ها، اینتل موفق شده است در بخش فناوری‌های ساخت «18A» و «14A» و همچنین فناوری بسته‌بندی پیشرفته «EMIB»، قراردادهای طراحی بزرگی را به دست آورد که نشان‌دهنده علاقه شدید شرکت‌های بزرگ فناوری به کسب‌وکار تولید تراشه اینتل (Intel Foundry) است. صف‌آرایی بزرگان فناوری برای استفاده از ظرفیت‌های Intel Foundry تاکنون شرکت TSMC تنها تولیدکننده نیمه‌هادی بود که فناوری‌های ساخت و بسته‌بندی پیشرفته و لبه‌تکنولوژی را ارائه می‌داد، اما اینتل به‌سرعت به عنوان یک رقیب سرسخت ظهور کرده است. اینتل درحال‌حاضر گره 18A خود را عرضه کرده که در مسیر تولید انبوه قرار دارد و همزمان بر روی فناوری‌های پیشرفته‌تر 18A-P (در مرحله تولید آزمایشی ریسکی) و گره 14A (تولید ریسکی در ۲۰۲۸ و تولید انبوه در ۲۰۲۹) کار می‌کند. هر سه این گره‌ها نقشی حیاتی در سرمایه‌گذاری‌های فاندری (ریخته‌گری تراشه) اینتل ایفا می‌کنند. به نظر می‌رسد اینتل موفق شده است قراردادهای همکاری مهمی را با مشتریان بسیار بزرگ منعقد کند. موفقیت‌های چشمگیر در گره‌های 18A و 14A بر اساس گزارش «KeyBanc Capital Markets» و «FactSet»، اینتل موفقیت‌های استثنایی در فناوری‌های ساخت نسل بعدی خود، شامل 18A (و نسخه ارتقایافته 18A-P) و 14A به دست آورده است. طبق این گزارش، شایعه شده که اینتل فاندری موفق به کسب قراردادهای طراحی با شرکت‌های AMD، انویدیا، Marvell، مایکروسافت، مایکرون و OpenAI شده است. این فهرستی طولانی از مشتریان خارجی اکنون اینتل را به عنوان یک جایگزین مناسب برای TSMC انتخاب کرده‌اند. اینتل همچنین در حال افزایش تولید محصولات مبتنی بر گره‌های فعلی خود است. گفته می‌شود بازدهی گره 18A از ۶۵ درصد در فصل گذشته، به ۸۵ درصد بهبود یافته است؛ این رقم دقیقاً پشت سر بازدهی ۹۰ درصدی TSMC برای فناوری N2 (۲ نانومتری) قرار دارد و بسیار جلوتر از بازدهی گزارش‌شده برای فرایند SF2 سامسونگ (۵۰ تا ۶۰ درصد) است. اینتل اعلام کرده است که در اواخر سال جاری با افزایش تولید 18A، بازار را با گزینه‌های بیشتری از پردازنده‌های Panther Lake و Wildcat Lake پر خواهد کرد. در بخش مراکز داده نیز، اینتل ظرفیت تولید فرایند Intel 4 و Intel 3 خود را گسترش می‌دهد، زیرا انتظار می‌رود هوش مصنوعی عامل‌محور منجر به رشد ۲۵ تا ۳۰ درصدی در بخش پردازنده‌های مرکزی (CPU) این شرکت در سال جاری و رشد ۵۰ درصدی اضافی در سال آینده شود. تکنولوژی EMIB به استاندارد طلایی بازدهی ۹۸ درصدی رسید فناوری کلیدی دیگر در اختیار اینتل، EMIB و نسخه‌های آن شامل «EMIB-T» (ارتقایافته) و «EMIB-M» (بهینه‌شده برای بهره‌وری) است. این راهکارهای بسته‌بندی پیشرفته، تهدیدی جدی برای فناوری CoWoS شرکت TSMC محسوب می‌شوند که با محدودیت‌های شدید عرضه مواجه است. اینتل در حال حرکت به سمت بسته‌بندی روی زیرلایه‌های شیشه‌ای (Glass Substrate) است که در تأسیسات «ریو رانچو» تولید خواهد شد. این فناوری امکان استفاده از دای‌های (Die) بیشتر و بزرگ‌تر را در پیکربندی‌های بهینه از نظر هزینه و منعطف فراهم می‌کند که از طریق پل‌های اتصالی EMIB ممکن می‌شود. طبق همان گزارش، بازدهی EMIB-T اینتل به رقم خیره‌کننده ۹۸ درصد رسیده است. تنها سه ماه پیش، بازدهی EMIB اینتل ۹۰ درصد گزارش شده بود. این پیشرفت، همان جهشی بود که اینتل برای رسیدن به جایگاه TSMC در بخش بسته‌بندی به آن نیاز داشت، چرا که رسیدن به بازدهی نهایی ۹۸ تا ۹۹ درصد، دشوارترین مرحله است. اگر این گزارش صحت داشته باشد، سازندگان تراشه‌های بدون کارخانه (Fabless) اکنون اعتماد بیشتری به اینتل خواهند داشت و این احتمالاً دلیلی است که بسیاری از شرکت‌های دیگر برای همکاری به سمت اینتل فاندری سرازیر شده‌اند. برخی از مشتریان احتمالی بسته‌بندی EMIB اینتل درحال‌حاضر شامل انویدیا (پردازنده گرافیکی Feynman)، گوگل (واحد پردازش تانسور HumuFish) و آمازون (تراشه AWS Trainium 3) هستند. بدون شک «لیپ-بو تان» (Lip-Bu Tan)، مدیرعامل اینتل، خدمات تولید تراشه این شرکت را متحول کرده و با استخدام کهنه‌کاران صنعت، این کسب‌وکار را مستحکم‌تر از قبل کرده است. رشد بخش فاندری اینتل با پیشرفت گره 18A و بازدهی ۸۵ درصدی، همراه با قیمت‌گذاری رقابتی و تقاضای سرسام‌آور هوش مصنوعی، اینتل را در مسیری قرار داده که قراردادهای طراحی بزرگی را با اپل، AMD، انویدیا، مایکروسافت، متا و دیگران امضا کند. این پیشرفت‌های مثبت، رشد درآمد و سود هر سهم (EPS) اینتل را تا سال ۲۰۳۰ پشتیبانی خواهد کرد.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

اولین محموله رسمی پردازنده‌های هوش مصنوعی H200 انویدیا راهی چین شد

اولین محموله رسمی پردازنده‌های هوش مصنوعی H200 انویدیا راهی چین شد داستان حضور پردازنده‌های گرافیکی «هاپر» (Hopper) انویدیا در چین، تا به امروز مسیری پرفراز و نشیب را طی کرده است. هنگامی که معماری هاپر برای اولین بار عرضه شد، محدودیت‌های صادراتی ایالات متحده برای بازار چین در اوج خود قرار داشت. این شرایط انویدیا را وادار کرد تا نسخه‌ای منطبق با قوانین صادراتی به نام H20 برای چین عرضه کند که اگرچه به‌شدت محدود شده بود، اما همچنان در برابر رقبای داخلی چین، گزینه‌ای کارآمد محسوب می‌شد. با وجود تقاضای بالا، چین خود محدودیت‌هایی بر استفاده از H20 اعمال کرد تا تمرکز بر محصولات داخلی افزایش یابد؛ اقدامی که نهایتاً انویدیا را به توقف تولید H20 برای بازار این کشور آسیایی سوق داد. بااین‌حال، تراشه‌های هاپر همچنان از طریق بازارهای سیاه و قاچاق به چین راه می‌یافتند و این روند تا به امروز ادامه داشته است. اکنون با وجود ممنوعیت‌های جاری بر روی تراشه‌های سری «بلک‌ول» (Blackwell)، دولت ایالات متحده تصمیم گرفته است صادرات پردازنده‌های هاپر را که حالا دو نسل از تکنولوژی روز عقب‌تر هستند، به چین آزاد کند و بدین ترتیب موضع خود را در قبال صادرات سخت‌افزارهای هوش مصنوعی به چین تا حدی تعدیل نماید. توافق پشت پرده؛ ۱۰ شرکت برتر چینی مقصد اولین محموله‌های H200 درحالی‌که سری بلک‌ول همچنان در لیست ممنوعیت صادرات به چین قرار دارد، در جریان دیدار ماه مه میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ که «جنسن هوانگ» (مدیرعامل انویدیا) نیز در میان مدیران عامل شرکت‌های فناوری همراهِ ترامپ حضور داشت، توافق شد که عرضه تراشه‌های H200 به شرکت‌های برتر هوش مصنوعی چین آزاد شود. براساس این توافق، ۱۰ شرکت بزرگ چینی شامل علی‌بابا، تنسنت، بایت‌دنس (مالک تیک‌تاک)، جی‌دی (JD) و دیپ‌سیک (DeepSeek) مجاز خواهند بود در مجموع تا ۲۰۰ هزار واحد از این تراشه‌ها را خریداری کنند. محموله‌های H200 در راه بنادر چین و هنگ‌کنگ طبق گزارش «والتر بلومبرگ»، یک مقام ارشد آمریکایی تأیید کرده است که اولین محموله‌های پردازنده گرافیکی هوش مصنوعی NVIDIA H200 ارسال شده و در مسیر بنادر چین و هنگ‌کنگ هستند. اگرچه تعداد دقیق این تراشه‌ها گزارش نشده، اما اعلام شده است که این مقدار در مقایسه با تقاضای واقعی بازار چین، «بسیار اندک» است. بااین‌حال، حتی همین تعداد محدود نیز می‌تواند وضعیت انویدیا در چین را از سهم بازار «صفر درصد» (طبق اظهارات رسمی جنسن هوانگ) بهبود ببخشد. شایان ذکر است که پردازنده‌های H200 اولین بار در سال ۲۰۲۳ معرفی شدند و از آن زمان تاکنون، انویدیا نسل‌های Blackwell و Blackwell Ultra را نیز عرضه کرده است. این غول هوش مصنوعی قصد دارد امسال پلتفرم جدید «ورا روبین» (Vera Rubin) مجهز به پردازنده‌های گرافیکی Rubin را روانه بازار کند که تولید انبوه آن هم‌اکنون آغاز شده است. نکته حائز اهمیت این است که انویدیا پردازنده‌های مرکزی (CPU) سری «ورا» (Vera) را نیز به شرکت‌های چینی ارسال خواهد کرد، چرا که هنوز هیچ محدودیتی برای صادرات CPU اعمال نشده است؛ مسئله‌ای که با توجه به تغییر سریع بازار از پردازش‌های مبتنی بر GPU به سمت «هوش مصنوعی عامل‌محور» و پردازنده‌های CPU، اهمیت استراتژیک بالایی دارد.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

سامسونگ و آنتروپیک احتمالاً تراشه‌های هوش مصنوعی ۲ نانومتری تولید می‌کنند

سامسونگ و آنتروپیک احتمالاً تراشه‌های هوش مصنوعی ۲ نانومتری تولید می‌کنند با داغ‌تر شدن رقابت در حوزه هوش مصنوعی، گزارش‌ها حاکی از آن است که بخش سامسونگ فاندری (Samsung Foundry) موفق شده قراردادی را برای تولید تراشه‌های هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک منعقد کند. شرکت Anthropic به لطف مدل‌های هوش مصنوعی پیشرفته خود، به‌آرامی به یکی از مهم‌ترین بازیگران این صنعت تبدیل شده است. از آنجایی که بازار نیمه‌هادی‌های هوش مصنوعی همچنان به شدت متمرکز است و بخش عمده‌ای از تراشه‌ها توسط انویدیا طراحی و فروخته می‌شود، بازیگران بزرگی نظیر گوگل، OpenAI و آمازون در حال طراحی تراشه‌های سفارشی خود هستند. منابع آگاه می‌گویند قرارداد سامسونگ با آنتروپیک نه‌تنها به بخش تولید تراشه این شرکت اجازه می‌دهد تا به مسیر رشد بازگردد، بلکه به آن‌ها کمک خواهد کرد تا کسری بودجه فعلی خود را جبران کنند. استفاده آنتروپیک از فرایند تولید ۲ نانومتری سامسونگ برای تراشه‌های هوش مصنوعی گزارش امروز به بیانیه مطبوعاتی Anthropic برای دور تأمین مالی سری H اشاره دارد. این دور از تأمین مالی در ماه مه تکمیل شد و این شرکت فهرستی از شرکایی را اعلام کرد که در تأمین بودجه کمک کرده و به‌عنوان «شرکای استراتژیک زیرساختی» ثبت‌نام کرده‌اند. غول‌های حافظه یعنی سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و میکرون از جمله شرکای زیرساختی آنتروپیک بودند و این شرکت اضافه کرد که آن‌ها کمک خواهند کرد تا «محاسبات ما با سرعتی که مشتریانمان نیاز دارند، به شکلی قابل‌اطمینان مقیاس‌پذیر شود.» طبق گفته منابع صنعتی که توسط نشریه کره‌ای NewsWorks نقل شده است، از آنجایی که سامسونگ تنها شرکت در میان شرکای زیرساختی آنتروپیک است که بخش فاندری با قابلیت تولید تراشه‌های غیرحافظه‌ای دارد، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که سفارش‌های محصولات این شرکت را دریافت کند. این گزارش همچنین ادعا می‌کند که سامسونگ موفق شده آنتروپیک را به‌عنوان مشتری فاندری جذب کند و یک منبع داخلی تأیید کرده که این بخش تصمیم گرفته است تراشه‌های آنتروپیک را تولید کند. طبق گفته این منبع، انتظار می‌رود این سفارش‌ها، شرایط کسری بودجه بخش فاندری را تغییر دهند. گزارش امروز در پی ادعاهای مدیریت سامسونگ مطرح می‌شود که اعلام کرده بود تراشه «AI5» تسلا وارد مرحله «Tape-out» شده است. «Tape-out» آخرین مرحله در فرایند طراحی نیمه‌هادی است؛ از طریق این مرحله، طراحی نهایی تراشه به فاندری ارسال می‌شود تا تولیدکننده بتواند ابزارهای خود را برای مطابقت با مشخصات فنی کالیبره کند. براساس جزئیات منتشرشده، «کیم جونگ-گون»، از مهندسان ارشد سامسونگ فاندری در لینکدین نوشت: «تراشه AI5 تسلا-سامسونگ وارد مرحله Tape-out شده است (مرحله‌ای که طراحی تکمیل شده و نقشه‌ها به کارخانه فاندری تحویل داده می‌شوند).» او افزود: «این تراشه قرار است در کارخانه تیلور (Taylor) با استفاده از فرایند ۲ نانومتری تولید شود و به‌زودی در جدیدترین محصولات تسلا نصب خواهد شد.» ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، در ماه ژانویه ادعاهای بزرگی درباره AI5 مطرح کرد و اظهار داشت که این تراشه به‌طور قابل‌توجهی ارزان‌تر است، انرژی کمتری مصرف می‌کند و با محصولات Blackwell و Hopper انویدیا رقابت خواهد کرد.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

نبرد بتامکس و VHS: چرا سونی با فرمت باکیفیت‌تر بتامکس، در برابر VHS شکست خورد

نبرد بتامکس و VHS: چرا سونی با فرمت باکیفیت‌تر بتامکس، در برابر VHS شکست خورد در اوایل دهه 1970 میلادی، تماشای تلویزیون یک مراسم دیکتاتوری بود. شبکه‌های تلویزیونی تصمیم می‌گرفتند شما چه برنامه‌ای را در چه ساعتی تماشا کنید. اگر ساعت 8 شب یک مسابقه مهم فوتبال پخش می‌شد و شما در مسیر بازگشت از محل کار بودید، آن را برای همیشه از دست می‌دادید؛ هیچ دکمه‌ای برای توقف زمان، بازپخش یا ذخیره آن وجود نداشت. تلویزیون یک جریان یک‌طرفه و بی‌رحم از اطلاعات بود. اما در اتاق‌های تحقیق و توسعه تاریک و پر از دود سیگار در ژاپن، انقلابی در حال شکل‌گیری بود که قرار بود مفهوم «زمان» را در رسانه برای همیشه تغییر دهد. مهندسان به دنبال خلق دستگاهی بودند که به انسان عادی قدرت «جابجایی زمان» (Time-Shifting) بدهد؛ توانایی ضبط یک برنامه و تماشای آن در هر زمان دلخواه. این رویای شیرین، به زودی به یکی از تلخ‌ترین، خونین‌ترین و آموزنده‌ترین جنگ‌های تجاری در تاریخ فناوری تبدیل شد: نبرد حماسی میان بتامکس (Betamax) متعلق به امپراتوری سونی (Sony) و وی‌اچ‌اس (VHS) متعلق به شرکت کوچک‌تر جی‌وی‌سی (JVC). داستان پیش رو، صرفاً تاریخچه دو نوار کاست پلاستیکی نیست. این روایتی است از غرور مهندسی، استراتژی‌های بازاریابی، و یکی از بزرگترین درس‌های تاریخ کسب‌وکار: اینکه چرا در دنیای واقعی، «بهترین تکنولوژی» لزوماً برنده بازار نیست. فصل اول: غرور سیلیکونی و تولد پادشاه بتامکس در اواسط دهه 1970، شرکت سونی در اوج قدرت و اعتبار جهانی خود قرار داشت. آن‌ها با اختراع رادیوهای ترانزیستوری و تلویزیون‌های رنگی تری‌نیترون (Trinitron)، خود را به‌عنوان خدایگان کیفیت و نوآوری در الکترونیک مصرفی تثبیت کرده بودند. آکیو موریتا (Akio Morita)، بنیان‌گذار افسانه‌ای سونی، معتقد بود که مصرف‌کنندگان همیشه حاضرند برای بالاترین کیفیت، بهای بیشتری بپردازند. در می سال 1975، سونی با افتخار از سیستم بتامکس پرده‌برداری کرد. این دستگاه یک شاهکار مهندسی بود. کاست‌های بتامکس کوچک، جمع‌وجور و به اندازه یک کتاب جیبی بودند. نوار داخل آن با استفاده از یک مکانیزم پیچیده و ظریف به نام U-Load به دور هد خواندن/نوشتن می‌پیچید که باعث می‌شد تصویر با کمترین میزان نویز و بالاترین ثبات ممکن ضبط شود. رزولوشن بتامکس در آن زمان خیره‌کننده بود: 250 خط افقی (یک معیار سنجش کیفیت در ویدیوهای آنالوگ)، رنگ‌های غنی‌تر و صدای شفاف‌تر نسبت به هر چیزی که پیش از آن در خانه‌ها دیده شده بود. سونی چنان از برتری فنی خود مطمئن بود که تصور می‌کرد بتامکس به سرعت به استاندارد بلامنازع صنعت ویدیو تبدیل خواهد شد. اما این شاهکار ژاپنی یک پاشنه آشیل بزرگ داشت: نوار بتامکس در بالاترین کیفیت، تنها می‌توانست 1 ساعت ویدیو را ضبط کند. سونی معتقد بود این زمان برای ضبط اکثر برنامه‌های تلویزیونی کافی است. آن‌ها نمی‌دانستند که همین تصمیم، حکم مرگ پادشاه را امضا کرده است. فصل دوم: شورش در جی‌وی‌سی و پروژه مخفیانه VHS در حالی که سونی در حال جشن گرفتن برای بتامکس بود، در نقطه‌ای دیگر از ژاپن، در شرکت JVC (Victor Company of Japan)، گروه کوچکی از مهندسان به رهبری یوما شیراشی (Yuma Shiraishi) و شیزوئو تاکانو (Shizuo Takano) در حال کار روی پروژه‌ای بودند که مدیریت ارشد شرکت دستور توقف آن را داده بود. JVC در آن زمان با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و مدیران معتقد بودند سرمایه‌گذاری روی ویدیوکاست‌های خانگی یک قمار احمقانه است. اما تاکانو و شیراشی تسلیم نشدند. آن‌ها به صورت مخفیانه و در ساعات غیرکاری، توسعه سیستم خود را ادامه دادند. هدف آن‌ها ساخت دستگاهی نبود که از نظر مهندسی بی‌نقص باشد؛ هدف آن‌ها ساخت دستگاهی بود که ارزان‌تر تولید شود، قطعاتش دوام بیشتری داشته باشند و از همه مهم‌تر، نیاز واقعی مصرف‌کننده را برطرف کند. در سپتامبر 1976 یک سال و نیم پس از بتامکس، JVC فرمت Video Home System یا به اختصار VHS را معرفی کرد. کاست‌های VHS بزرگتر و زشت‌تر از بتامکس بودند. رزولوشن تصویر آن‌ها کمی پایین‌تر بود ( 240 خط افقی در برابر 250 خط بتامکس) و رنگ‌ها کمی مرده‌تر به نظر می‌رسیدند. مکانیزم بارگذاری نوار آن‌ها (M-Load) ساده‌تر اما خشن‌تر بود. با این حال، VHS یک مزیت کشنده داشت که تمام معادلات را به هم ریخت: نوارهای آن می‌توانستند تا 2 ساعت کامل ویدیو ضبط کنند. فصل سوم: کالبدشکافی فنی؛ نبرد کیفیت در برابر ظرفیت برای درک بهتر این رقابت، باید به زیر قاب پلاستیکی این دستگاه‌ها نگاهی بیندازیم. هر دو فرمت از تکنولوژی «اسکن مارپیچ» (Helical Scan) استفاده می‌کردند؛ روشی که در آن نوار مغناطیسی با زاویه‌ای خاص از روی یک استوانه چرخان (هد دستگاه) عبور می‌کند تا بتواند داده‌های تصویری با فرکانس بالا را در فضایی فشرده ذخیره کند. پهنای نوار در هر دو فرمت دقیقاً 1/2 اینچ (حدود 1.27 سانتی‌متر) بود. سونی برای رسیدن به کیفیت بالاتر، سرعت حرکت نوار را در بتامکس افزایش داده بود (حدود 4 سانتی‌متر در ثانیه). سرعت بالاتر نوار به معنای ثبت اطلاعات بیشتر در هر ثانیه و در نتیجه کیفیت بهتر بود، اما باعث می‌شد نوار زودتر به پایان برسد. از سوی دیگر، مهندسان JVC سرعت حرکت نوار را به 3.33 سانتی‌متر در ثانیه کاهش دادند. این کار باعث افت جزئی کیفیت شد، اما طول زمان ضبط را به 2 ساعت رساند. چرا عدد 2 ساعت این‌قدر حیاتی بود؟ پاسخ در هالیوود و استادیوم‌های ورزشی نهفته بود. میانگین زمان یک فیلم سینمایی یا یک مسابقه کامل بیسبال و فوتبال آمریکایی، حدود 2 ساعت بود. با دستگاه سونی، شما مجبور بودید در وسط مسابقه یا فیلم، بلند شوید و نوار کاست را عوض کنید. JVC این نقطه درد مصرف‌کننده را به درستی شناسایی کرده بود. فصل چهارم: برخورد تایتان‌ها و مذاکره‌ای که تاریخ را ساخت سونی با اتکا به اعتبار خود، تلاش کرد تا شرکت‌های بزرگ را متقاعد کند که بتامکس را به عنوان استاندارد جهانی بپذیرند. آکیو موریتا، محصول خود را به شرکت قدرتمند RCA (یکی از غول‌های رسانه‌ای و الکترونیکی آمریکا در آن زمان) ارائه داد. مدیران RCA تحت تأثیر کیفیت بتامکس قرار گرفتند، اما یک درخواست ساده داشتند: «ما دستگاهی می‌خواهیم که بتواند یک مسابقه کامل فوتبال آمریکایی (حدود 3 تا 4 ساعت) را ضبط کند. آیا می‌توانید زمان ضبط را افزایش دهید؟» موریتا با غرور مهندسی خود پاسخ داد که افزایش زمان ضبط به معنای کاهش کیفیت است و سونی هرگز نام خود را روی یک محصول بی‌کیفیت نخواهد گذاشت. این پاسخ، بزرگترین اشتباه استراتژیک سونی بود. مدیران RCA سپس به سراغ JVC رفتند. JVC که به شدت نیازمند شرکای تجاری بود، بلافاصله مهندسان خود را به کار گرفت و با دستکاری سرعت خوانش، موفق شدند سیستمی طراحی کنند که در حالت LP (Long Play) می‌توانست تا $4$ ساعت ویدیو را روی یک نوار VHS ضبط کند. RCA با خوشحالی قرارداد را امضا کرد و به بزرگترین مروج VHS در بازار آمریکا تبدیل شد. فصل پنجم: استراتژی انحصار در برابر استراتژی متن‌باز دومین ضربه مهلک به بتامکس، در مدل کسب‌وکار سونی نهفته بود. سونی فرمت بتامکس را یک دارایی انحصاری می‌دانست. اگر شرکت دیگری مانند توشیبا یا سانیو می‌خواست دستگاه بتامکس تولید کند، باید هزینه‌های سنگین لایسنس را به سونی پرداخت می‌کرد و تحت قوانین سخت‌گیرانه آن‌ها کار می‌کرد. سونی می‌خواست کنترل کامل اکوسیستم را در دست داشته باشد (شبیه به استراتژی امروزی شرکت اپل). اما JVC استراتژی کاملاً متفاوتی را پیش گرفت. شرکت مادر JVC، یعنی ماتسوشیتا (که امروزه با نام پاناسونیک شناخته می‌شود)، تصمیم گرفت فرمت VHS را تا حد امکان باز بگذارد. آن‌ها با سخاوت تمام، لایسنس تولید VHS را به شرکت‌های هیتاچی، میتسوبیشی، شارپ و ده‌ها شرکت دیگر واگذار کردند. نتیجه این تفاوت استراتژی، سیلابی از دستگاه‌های VHS در بازار بود. زمانی که یک مصرف‌کننده به فروشگاه لوازم الکترونیکی می‌رفت، با یک یا دو مدل گران‌قیمت بتامکس از سونی مواجه می‌شد، در حالی که در قفسه مقابل، ده‌ها مدل پخش‌کننده VHS از برندهای مختلف با قیمت‌های بسیار رقابتی و ارزان‌تر چیده شده بود. قیمت کمتر، دستگاه‌های متنوع‌تر و نوار با ظرفیت بیشتر، به سرعت کفه ترازو را به نفع VHS سنگین کرد. فصل ششم: تولد کلوپ‌های ویدیویی و افسانه صنعت بزرگسالان با ورود به دهه 1980، یک پدیده جدید دنیای سرگرمی را لرزاند: فروشگاه‌های اجاره فیلم (Video Rental Stores). شرکت‌هایی مانند Blockbuster شروع به شکل‌گیری کردند. در اینجا، سونی یک نبرد دیگر را نیز واگذار کرد. صاحبان کلوپ‌های ویدیویی نمی‌خواستند سرمایه خود را روی دو فرمت مختلف پخش کنند و قفسه‌هایشان را با دو نسخه از یک فیلم پر کنند. آن‌ها باید یکی را انتخاب می‌کردند. از آنجایی که دستگاه‌های VHS ارزان‌تر بودند و افراد بیشتری در خانه‌هایشان VHS داشتند، کلوپ‌ها تصمیم گرفتند بیشترِ بودجه خود را صرف خرید فیلم‌های VHS کنند. این یک «اثر شبکه‌ای» (Network Effect) کلاسیک بود: افراد بیشتری VHS می‌خریدند چون فیلم‌های بیشتری برای آن در دسترس بود، و استودیوها فیلم‌های بیشتری روی VHS منتشر می‌کردند چون افراد بیشتری دستگاه آن را داشتند. در این میان، یک افسانه شهری مشهور نیز وجود دارد که می‌گوید صنعت فیلم‌های بزرگسالان (Pornography) عامل پیروزی VHS بود، زیرا سونی اجازه انتشار این نوع محتوا را روی بتامکس نمی‌داد. اگرچه این داستان جذاب است، اما از نظر تاریخی کاملاً دقیق نیست. حقیقت این است که سونی هیچ‌گاه به طور رسمی جلوی انتشار فیلم‌های بزرگسالان روی بتامکس را نگرفت. با این حال، تولیدکنندگان این فیلم‌ها ترجیح دادند روی VHS سرمایه‌گذاری کنند، نه به خاطر محدودیت‌های سونی، بلکه دقیقاً به همان دلیلی که سایر استودیوها VHS را انتخاب کردند: سهم بازار بسیار بزرگتر و هزینه تولید ارزان‌تر. فصل هفتم: دادگاه یونیورسال و میراث حقوقی بتامکس جالب است بدانید که با وجود شکست تجاری بتامکس، این دستگاه یک میراث حقوقی عظیم برای تمام فناوری‌های آینده به جا گذاشت. در سال 1976، استودیوهای فیلم‌سازی یونیورسال و دیزنی از سونی شکایت کردند و مدعی شدند که دستگاه بتامکس ابزاری برای نقض گسترده قانون کپی‌رایت است. آن‌ها معتقد بودند ضبط برنامه‌های تلویزیونی دزدی محسوب می‌شود. این پرونده جنجالی در نهایت در سال 1984 به دیوان عالی ایالات متحده رسید و در دادگاهی مشهور به «Sony Corp. of America v. Universal City Studios, Inc.»، دیوان عالی به نفع سونی رأی داد. دادگاه اعلام کرد که استفاده از این دستگاه برای «جابجایی زمان» (Time-Shifting) مصداق استفاده منصفانه (Fair Use) است. این رأی تاریخی که به «تصمیم بتامکس» معروف شد، پایه و اساس حقوقی را برای تمام دستگاه‌های ضبط آینده، از جمله DVRها، آی‌پادها و حتی پلتفرم‌های استریم امروزی فراهم کرد. جمع‌بندی: پرچم سفید پادشاه و درس‌هایی برای آینده سونی برای سال‌ها سرسختانه به تولید بتامکس ادامه داد و سعی کرد با معرفی ویژگی‌های جدید مانند صدای Hi-Fi و دوربین‌های فیلم‌برداری کوچک، سهم بازار را پس بگیرد، اما دیگر دیر شده بود. اکوسیستم VHS به قدری قدرتمند شده بود که هیچ نیرویی توان متوقف کردن آن را نداشت. سرانجام در سال 1988، اتفاقی رخ داد که تا چند سال قبل از آن غیرقابل تصور بود: سونی با تلخ‌کامی پرچم سفید را بالا برد و رسماً اعلام کرد که تولید دستگاه‌های پخش VHS را آغاز می‌کند. بتامکس، شاهکار مهندسی سونی، در برابر یک محصول ارزان‌تر و با کیفیتِ پایین‌تر، زانو زد. البته فرمت بتامکس به دلیل کیفیت بالای خود، تا سال‌ها بعد در استودیوهای تلویزیونی حرفه‌ای (با نام Betacam) مورد استفاده قرار گرفت، اما در بازار خانگی کاملاً محو شد. نبرد بتامکس و VHS امروزه در دانشگاه‌های مدیریت سراسر جهان به عنوان یک مطالعه موردی (Case Study) حیاتی تدریس می‌شود. درس بزرگ این داستان مشخص است: مصرف‌کنند..

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

قیمت اس‌اس‌دی‌های نسل ۵ سامسونگ 9100 PRO با مدل‌های نسل ۴ تقریباً برابر شد

اس‌اس‌دی‌های نسل ۵ سامسونگ (9100 PRO) با کاهش قیمت چشمگیر، اکنون هم‌قیمت مدل‌های نسل ۴ (990 پرو) شده‌اند. The post قیمت اس‌اس‌دی‌های نسل ۵ سامسونگ 9100 PRO با مدل‌های نسل ۴ تقریباً برابر شد appeared first on دیجیاتو.

مدیر 4 ماه قبل
1 دقیقه زمان مطالعه

اس‌کی هاینیکس احتمالاً تا ۲۰۲۸ تنها یک‌ششم از وعده افزایش تولید خود را محقق می‌کند

اس‌کی هاینیکس احتمالاً تا ۲۰۲۸ تنها یک‌ششم از وعده افزایش تولید خود را محقق می‌کند گزارش تکان‌دهنده‌ای از بانک آمریکا (Bank of America)، این تصور غلط را که عرضه انبوه حافظه‌های جدید به‌زودی محقق می‌شود، به‌طور کامل از بین برد. بر اساس این تحلیل، شرکت اس‌کی هاینیکس (SK hynix) احتمالاً تا سال ۲۰۲۸ تنها حدود یک‌ششم از ظرفیت تولیدی را که در ابتدا برای افزایش عرضه پیش‌بینی کرده بود، وارد مدار خواهد کرد. رؤیای دو برابر شدن ظرفیت تولید حافظه تا سال ۲۰۳۰ چقدر واقع‌بینانه است؟ پیش‌تر می‌دانستیم که «لی جائه-میونگ»، رئیس‌جمهور کره جنوبی، قصد دارد ظرفیت تولید حافظه کشورش را تا سال ۲۰۳۰ دو برابر کند. او از ابرکارخانه‌های جدیدی که سامسونگ و اس‌کی هاینیکس در مناطق «گوانگجو» (Gwangju) و «جولا» (Jeolla) در جنوب غربی این کشور در دست ساخت دارند، به عنوان مدرکی برای اثبات این هدف بسیار خوش‌بینانه یاد کرده است. اما اکنون، یک نشریه کره‌ای با استناد به تحلیل‌های اخیر بانک آمریکا اعلام کرده که این ارقامِ مطرح شده، به‌ویژه با توجه به زمان‌بندی‌های پیشنهادی، غیرواقع‌بینانه هستند. اولاً، پس از در نظر گرفتن کاهش ظرفیت ناشی از تعطیلی کارخانه‌های قدیمی به دلیل ارتقای تکنولوژی و کوچک‌سازی فرایندها، کره جنوبی تنها قادر خواهد بود ظرفیت ویفرهای حافظه خود را کمتر از ۱۰ درصد در سال افزایش دهد. این یعنی مجموع ظرفیت‌های جدید تا سال ۲۰۳۰، با هدف تعیین شده توسط رئیس‌جمهور این کشور فاصله بسیار زیادی خواهد داشت. در واقع، طبق گفته یکی از منابع آگاه در صنعت تراشه‌های حافظه تایوان، اس‌کی هاینیکس احتمالاً تا سال ۲۰۲۸ تنها قادر خواهد بود یک‌ششم از ظرفیت تولیدی را که در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بود به چرخه تولید اضافه کند. ثانیاً، تنها ساخت زیربنای کارخانه‌های حافظه در گوانگجو و جئولا حدود پنج سال زمان می‌برد و پس از آن، سه تا چهار سال دیگر برای آماده‌سازی اتاق‌های تمیز (Clean Rooms) و نصب تجهیزات ضروری ساخت تراشه نیاز است. ساخت کل اکوسیستم تولید در این سایت‌ها احتمالاً بیش از ۱۰ سال به طول خواهد انجامید. این تأخیرها چگونه پرونده قضایی قیمت‌گذاری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؟ پیش‌تر گزارش داده بودیم که از سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و مایکرون در تاریخ ۲۵ ژوئن در دادگاه فدرال کالیفرنیا به اتهام تبانی و قیمت‌گذاری غیرقانونی شکایت شده است. حالا این تأخیرها می‌تواند وضعیت آن‌ها را وخیم‌تر کند. هدف این شکایت، نمایندگی از گروهی از مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارهایی است که در طول جهش قیمت‌های اخیر، محصولات حاوی DRAM خریداری کرده‌اند. این شکایت مدعی است که سامسونگ، اس‌کی هاینیکس و میکرون از جایگاه برتر خود در بازار جهانی DRAM برای یک «تغییر جهت» هماهنگ به سمت حافظه‌های حیاتی برای هوش مصنوعی (HBM) استفاده کرده‌اند و از این بازآرایی استراتژیک به عنوان بهانه‌ای برای کاهش تولید فرمت‌های حافظه قدیمی‌تر مانند DDR3 و DDR4 بهره برده‌اند. بااین‌حال، اگر اس‌کی هاینیکس طبق پیش‌بینی‌ها تا سال ۲۰۲۸ تنها یک‌ششم از ظرفیت تولیدی را که در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بود اضافه کند، نمی‌توانیم هیچ سناریویی را متصور شویم که در آن، این سرعتِ لاک‌پشتی بتواند در جریان رسیدگی‌های قضایی به نجات این سه غول بزرگ سازنده تراشه‌های حافظه کمک کند.

مدیر 4 ماه قبل
کالا هایی که دیده ایید !
شما این محصولات را انتخاب کرده اید0
empty-cart

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

جهت مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر مراجعه نمایید.
کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B

حسین نیکوکار

کامپیوتر همه کاره 18.5 اینچ مدل PC185I52B
2 روز پیش خریداری شدهتایید شده